coaxal

[ایالات متحده]/[ˈkɒʊ.æk.ʃəl]/
[بریتانیا]/[ˈkoʊ.æk.ʃəl]/

ترجمه

n. کابل هم铀ه.
adj. قرار گرفته در یک铀ه؛ هم铀ه؛ دارای铀 مشترک.

جملات نمونه

the coaxal cable provided a stable signal to the receiver.

کابل کوئکسال به گیرنده سیگنال پایداری را ارائه می دهد.

we used a coaxal connection for the video transmission.

ما از اتصال کوئکسال برای انتقال تصویر استفاده کردیم.

the coaxal splitter allowed us to connect multiple devices.

سیم کشی کوئکسال ما را قادر می سازد تا چند دستگاه را متصل کنیم.

ensure the coaxal cable is securely fastened to avoid signal loss.

از اینکه کابل کوئکسال به درستی محکم شده است مطمئن شوید تا از از دست دادن سیگنال جلوگیری شود.

the coaxal amplifier boosted the weak signal significantly.

تقویت کننده کوئکسال سیگنال ضعیف را به طور قابل توجهی افزایش داد.

replacing the damaged coaxal cable resolved the connectivity issue.

تعویض کابل کوئکسال آسیب دیده مسئله ارتباطی را حل کرد.

the coaxal connector was compatible with the satellite dish.

اتصال کوئکسال با پایه دیش ماهواره سازگار بود.

we tested the coaxal line for signal interference.

ما خط کوئکسال را برای مداخله سیگنال آزمایش کردیم.

the coaxal wiring ran behind the entertainment center.

سیم کشی کوئکسال پشت مرکز تفریحی راه اندازی شد.

a new coaxal modem was installed to improve internet speed.

یک مودم کوئکسال جدید نصب شد تا سرعت اینترنت بهبود یابد.

the technician used a coaxal tester to diagnose the problem.

تکنیسیون از یک تست کننده کوئکسال برای تشخیص مشکل استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید