skilled coaxers
تبلیغهای ماهر
coaxers work
کار تبلیغهای
coaxer's tactics
راهکارهای تبلیغگر
the company hired several coaxers to improve customer satisfaction.
شرکت چند نفر از متقان را استخدام کرد تا رضایت مشتریان را افزایش دهد.
he used coaxers to get the children to finish their vegetables.
او از متقان برای اینکه کودکان وسوسههایشان را تمام کنند استفاده کرد.
effective coaxers are essential for successful sales negotiations.
متقان مؤثر برای مذاکرات فروش موفق ضروری هستند.
the manager relied on skilled coaxers to resolve the conflict.
مدیر به متقان ماهر برای حل تعارض بستگی داشت.
we need experienced coaxers to handle difficult clients.
ما به متقان تجربهداری برای مدیریت مشتریان دشوار نیاز داریم.
the politician employed clever coaxers to win over voters.
سیاستمدار از متقان باهوش برای جلب رأیدهندگان استفاده کرد.
training programs often include lessons on becoming better coaxers.
برنامههای آموزشی اغلب درسهایی درباره شدن بهتر به متقان شامل میشوند.
the team sought out talented coaxers for the project.
تیم به دنبال متقان مهارتمند برای پروژه بود.
good coaxers can diffuse tense situations with ease.
متقان خوب میتوانند وضعیتهای تنشزای را به راحتی کاهش دهند.
the negotiator was a skilled coaxer, known for their patience.
مذاکرهگر یک متقان ماهر بود که به صبرش معروف بود.
the role required excellent communication skills and persuasive coaxers.
این نقش به مهارتهای ارتباطی عالی و متقان متقن نیاز داشت.
skilled coaxers
تبلیغهای ماهر
coaxers work
کار تبلیغهای
coaxer's tactics
راهکارهای تبلیغگر
the company hired several coaxers to improve customer satisfaction.
شرکت چند نفر از متقان را استخدام کرد تا رضایت مشتریان را افزایش دهد.
he used coaxers to get the children to finish their vegetables.
او از متقان برای اینکه کودکان وسوسههایشان را تمام کنند استفاده کرد.
effective coaxers are essential for successful sales negotiations.
متقان مؤثر برای مذاکرات فروش موفق ضروری هستند.
the manager relied on skilled coaxers to resolve the conflict.
مدیر به متقان ماهر برای حل تعارض بستگی داشت.
we need experienced coaxers to handle difficult clients.
ما به متقان تجربهداری برای مدیریت مشتریان دشوار نیاز داریم.
the politician employed clever coaxers to win over voters.
سیاستمدار از متقان باهوش برای جلب رأیدهندگان استفاده کرد.
training programs often include lessons on becoming better coaxers.
برنامههای آموزشی اغلب درسهایی درباره شدن بهتر به متقان شامل میشوند.
the team sought out talented coaxers for the project.
تیم به دنبال متقان مهارتمند برای پروژه بود.
good coaxers can diffuse tense situations with ease.
متقان خوب میتوانند وضعیتهای تنشزای را به راحتی کاهش دهند.
the negotiator was a skilled coaxer, known for their patience.
مذاکرهگر یک متقان ماهر بود که به صبرش معروف بود.
the role required excellent communication skills and persuasive coaxers.
این نقش به مهارتهای ارتباطی عالی و متقان متقن نیاز داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید