| قسمت سوم فعل | cobbled |
cobbled streets
کوچههای سنگفرش
cobbled pathway
مسیر سنگفرش
the chiaroscuro of cobbled streets.
نقطهگرایی خیابانی سنگفرششده
a long, shadowy, cobbled passage.
یک گذرگاه سنگفرش طولانی، سایهدار و سنگلاشه
The place is a cobbled triangle.
آن مکان یک مثلث سنگفرش است.
a woman striding the cobbled streets.
یک زن که در خیابانهای سنگفرش قدم میزند.
cobbled a plan together at the last minute.
یک طرح را در آخرین لحظه با هم سنگفرش کردند.
the film was imperfectly cobbled together from two separate stories.
فیلم به طور ناقص از دو داستان جداگانه سنگفرش شده بود.
The government seems to have cobbled together these proposals.
به نظر میرسد دولت این پیشنهادات را با هم سنگفرش کرده است.
cobbled streets
کوچههای سنگفرش
cobbled pathway
مسیر سنگفرش
the chiaroscuro of cobbled streets.
نقطهگرایی خیابانی سنگفرششده
a long, shadowy, cobbled passage.
یک گذرگاه سنگفرش طولانی، سایهدار و سنگلاشه
The place is a cobbled triangle.
آن مکان یک مثلث سنگفرش است.
a woman striding the cobbled streets.
یک زن که در خیابانهای سنگفرش قدم میزند.
cobbled a plan together at the last minute.
یک طرح را در آخرین لحظه با هم سنگفرش کردند.
the film was imperfectly cobbled together from two separate stories.
فیلم به طور ناقص از دو داستان جداگانه سنگفرش شده بود.
The government seems to have cobbled together these proposals.
به نظر میرسد دولت این پیشنهادات را با هم سنگفرش کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید