cobbled

[ایالات متحده]/ˈkɔbɵld/
[بریتانیا]/'kɑbld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سنگفرش شده با سنگ های قلوه
v. سنگفرش کردن با سنگ های قلوه
Word Forms
قسمت سوم فعلcobbled

عبارات و ترکیب‌ها

cobbled streets

کوچه‌های سنگفرش

cobbled pathway

مسیر سنگفرش

جملات نمونه

the chiaroscuro of cobbled streets.

نقطه‌گرایی خیابانی سنگفرش‌شده

a long, shadowy, cobbled passage.

یک گذرگاه سنگفرش طولانی، سایه‌دار و سنگ‌لاشه

The place is a cobbled triangle.

آن مکان یک مثلث سنگفرش است.

a woman striding the cobbled streets.

یک زن که در خیابان‌های سنگفرش قدم می‌زند.

cobbled a plan together at the last minute.

یک طرح را در آخرین لحظه با هم سنگفرش کردند.

the film was imperfectly cobbled together from two separate stories.

فیلم به طور ناقص از دو داستان جداگانه سنگفرش شده بود.

The government seems to have cobbled together these proposals.

به نظر می‌رسد دولت این پیشنهادات را با هم سنگفرش کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید