flagged

[ایالات متحده]/flæɡd/
[بریتانیا]/flæɡd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قادر به نوشیدن بیشتر نیست (به دلیل مسمومیت)

عبارات و ترکیب‌ها

flagged items

اقلام پرچم‌دار

flagged issues

مشکلات پرچم‌دار

flagged messages

پیام‌های پرچم‌دار

flagged content

محتوای پرچم‌دار

flagged users

کاربران پرچم‌دار

flagged tasks

وظایف پرچم‌دار

flagged reviews

نظرات پرچم‌دار

flagged accounts

حساب‌های پرچم‌دار

flagged documents

اسناد پرچم‌دار

flagged alerts

هشدارها پرچم‌دار

جملات نمونه

the document was flagged for review.

سند برای بررسی مورد علامت‌گذاری قرار گرفت.

her behavior was flagged as suspicious.

رفتار او به عنوان مشکوک مورد علامت‌گذاری قرار گرفت.

the email was flagged as spam.

ایمیل به عنوان هرزنامه مورد علامت‌گذاری قرار گرفت.

he flagged the issue for the team to address.

او این موضوع را برای بررسی تیم مورد علامت‌گذاری کرد.

several accounts were flagged for unusual activity.

چند حساب کاربری به دلیل فعالیت غیرمعمول مورد علامت‌گذاری قرار گرفتند.

the post was flagged for inappropriate content.

پست به دلیل محتوای نامناسب مورد علامت‌گذاری قرار گرفت.

they flagged the project as a priority.

آنها پروژه را به عنوان اولویت مورد علامت‌گذاری کردند.

her application was flagged for further verification.

درخواست او برای بررسی بیشتر مورد علامت‌گذاری قرار گرفت.

the system flagged the transaction as potentially fraudulent.

سیستم تراکنش را به عنوان احتمالاً کلاهبرداری مورد علامت‌گذاری کرد.

he flagged his favorite songs for easy access.

او آهنگ‌های مورد علاقه خود را برای دسترسی آسان مورد علامت‌گذاری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید