flagged items
اقلام پرچمدار
flagged issues
مشکلات پرچمدار
flagged messages
پیامهای پرچمدار
flagged content
محتوای پرچمدار
flagged users
کاربران پرچمدار
flagged tasks
وظایف پرچمدار
flagged reviews
نظرات پرچمدار
flagged accounts
حسابهای پرچمدار
flagged documents
اسناد پرچمدار
flagged alerts
هشدارها پرچمدار
the document was flagged for review.
سند برای بررسی مورد علامتگذاری قرار گرفت.
her behavior was flagged as suspicious.
رفتار او به عنوان مشکوک مورد علامتگذاری قرار گرفت.
the email was flagged as spam.
ایمیل به عنوان هرزنامه مورد علامتگذاری قرار گرفت.
he flagged the issue for the team to address.
او این موضوع را برای بررسی تیم مورد علامتگذاری کرد.
several accounts were flagged for unusual activity.
چند حساب کاربری به دلیل فعالیت غیرمعمول مورد علامتگذاری قرار گرفتند.
the post was flagged for inappropriate content.
پست به دلیل محتوای نامناسب مورد علامتگذاری قرار گرفت.
they flagged the project as a priority.
آنها پروژه را به عنوان اولویت مورد علامتگذاری کردند.
her application was flagged for further verification.
درخواست او برای بررسی بیشتر مورد علامتگذاری قرار گرفت.
the system flagged the transaction as potentially fraudulent.
سیستم تراکنش را به عنوان احتمالاً کلاهبرداری مورد علامتگذاری کرد.
he flagged his favorite songs for easy access.
او آهنگهای مورد علاقه خود را برای دسترسی آسان مورد علامتگذاری کرد.
flagged items
اقلام پرچمدار
flagged issues
مشکلات پرچمدار
flagged messages
پیامهای پرچمدار
flagged content
محتوای پرچمدار
flagged users
کاربران پرچمدار
flagged tasks
وظایف پرچمدار
flagged reviews
نظرات پرچمدار
flagged accounts
حسابهای پرچمدار
flagged documents
اسناد پرچمدار
flagged alerts
هشدارها پرچمدار
the document was flagged for review.
سند برای بررسی مورد علامتگذاری قرار گرفت.
her behavior was flagged as suspicious.
رفتار او به عنوان مشکوک مورد علامتگذاری قرار گرفت.
the email was flagged as spam.
ایمیل به عنوان هرزنامه مورد علامتگذاری قرار گرفت.
he flagged the issue for the team to address.
او این موضوع را برای بررسی تیم مورد علامتگذاری کرد.
several accounts were flagged for unusual activity.
چند حساب کاربری به دلیل فعالیت غیرمعمول مورد علامتگذاری قرار گرفتند.
the post was flagged for inappropriate content.
پست به دلیل محتوای نامناسب مورد علامتگذاری قرار گرفت.
they flagged the project as a priority.
آنها پروژه را به عنوان اولویت مورد علامتگذاری کردند.
her application was flagged for further verification.
درخواست او برای بررسی بیشتر مورد علامتگذاری قرار گرفت.
the system flagged the transaction as potentially fraudulent.
سیستم تراکنش را به عنوان احتمالاً کلاهبرداری مورد علامتگذاری کرد.
he flagged his favorite songs for easy access.
او آهنگهای مورد علاقه خود را برای دسترسی آسان مورد علامتگذاری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید