coffeeshop near
کافیشوب نزدیک
visit a coffeeshop
به یک کافیشوب بروید
coffeeshop owner
مالک کافیشوب
new coffeeshop
کافیشوب جدید
coffeeshop atmosphere
اتمسфер کافیشوب
coffeeshop menu
منو کافیشوب
coffeeshop seating
صندلیهای کافیشوب
coffeeshop design
طراحی کافیشوب
coffeeshop hours
ساعات کافیشوب
coffeeshop wifi
وایفای کافیشوب
i love meeting friends at the cozy coffeeshop downtown.
من دوست دارم با دوستانم در کافی شاپ گرم شهر ملاقات کنم.
we grabbed a quick coffee and pastry at the local coffeeshop.
ما یک قهوه و نان داغ در کافی شاپ محلی گرفتیم.
the new coffeeshop has a great atmosphere and delicious lattes.
کافی شاپ جدید یک جو زیبایی دارد و لاته های خوشمزه ای ارائه می دهد.
let's study at the coffeeshop; it's quieter than the library.
در کافی شاپ مطالعه کنیم؛ آن بهتر از کتابخانه آرام تر است.
the coffeeshop offers free wi-fi and comfortable seating.
کافی شاپ اینترنت رایگان و نشستگاه های راحت ارائه می دهد.
i'm heading to my favorite coffeeshop to work on my laptop.
من به کافی شاپ مورد علاقه ام می روم تا روی لپ تاپم کار کنم.
they opened a new, trendy coffeeshop near the university.
آنها یک کافی شاپ جدید و مدرن در نزدیکی دانشگاه باز کردند.
the aroma of freshly brewed coffee wafted from the coffeeshop.
بوی قهوه تازه ساخته از کافی شاپ میوزید.
we spent hours chatting at the bustling coffeeshop this afternoon.
ما ساعاتی در کافی شاپ پر فعالیت امروز بعد از ظهر گفتگو کردیم.
the independent coffeeshop supports local artists and musicians.
کافی شاپ مستقل به هنرمندان و موسیقی دانان محلی حمایت می کند.
i ordered a cappuccino and a croissant at the corner coffeeshop.
من یک کاپوچینو و یک کرواسان در کافی شاپ زاویه ای سفارش دادم.
coffeeshop near
کافیشوب نزدیک
visit a coffeeshop
به یک کافیشوب بروید
coffeeshop owner
مالک کافیشوب
new coffeeshop
کافیشوب جدید
coffeeshop atmosphere
اتمسфер کافیشوب
coffeeshop menu
منو کافیشوب
coffeeshop seating
صندلیهای کافیشوب
coffeeshop design
طراحی کافیشوب
coffeeshop hours
ساعات کافیشوب
coffeeshop wifi
وایفای کافیشوب
i love meeting friends at the cozy coffeeshop downtown.
من دوست دارم با دوستانم در کافی شاپ گرم شهر ملاقات کنم.
we grabbed a quick coffee and pastry at the local coffeeshop.
ما یک قهوه و نان داغ در کافی شاپ محلی گرفتیم.
the new coffeeshop has a great atmosphere and delicious lattes.
کافی شاپ جدید یک جو زیبایی دارد و لاته های خوشمزه ای ارائه می دهد.
let's study at the coffeeshop; it's quieter than the library.
در کافی شاپ مطالعه کنیم؛ آن بهتر از کتابخانه آرام تر است.
the coffeeshop offers free wi-fi and comfortable seating.
کافی شاپ اینترنت رایگان و نشستگاه های راحت ارائه می دهد.
i'm heading to my favorite coffeeshop to work on my laptop.
من به کافی شاپ مورد علاقه ام می روم تا روی لپ تاپم کار کنم.
they opened a new, trendy coffeeshop near the university.
آنها یک کافی شاپ جدید و مدرن در نزدیکی دانشگاه باز کردند.
the aroma of freshly brewed coffee wafted from the coffeeshop.
بوی قهوه تازه ساخته از کافی شاپ میوزید.
we spent hours chatting at the bustling coffeeshop this afternoon.
ما ساعاتی در کافی شاپ پر فعالیت امروز بعد از ظهر گفتگو کردیم.
the independent coffeeshop supports local artists and musicians.
کافی شاپ مستقل به هنرمندان و موسیقی دانان محلی حمایت می کند.
i ordered a cappuccino and a croissant at the corner coffeeshop.
من یک کاپوچینو و یک کرواسان در کافی شاپ زاویه ای سفارش دادم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید