cognitively

[ایالات متحده]/[ˈkɒɡnɪtɪvli]/
[بریتانیا]/[ˈkɑːɡnɪtɪvli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به نحوی که مربوط به یا مشخصه شناخت است؛ مربوط به فرآیندهای ذهنی؛ مربوط به یا شامل تفکر و درک.

عبارات و ترکیب‌ها

cognitively demanding

چالش‌برانگیز شناختی

cognitively impaired

با اختلال شناختی

cognitively challenging

چالش‌برانگیز شناختی

cognitively stimulating

تحریک‌کننده شناختی

cognitively processing

در حال پردازش شناختی

cognitively aware

آگاه شناختی

cognitively complex

پیچیده شناختی

cognitively based

بر پایه شناختی

cognitively active

فعال شناختی

cognitively enhanced

تقویت‌شده شناختی

جملات نمونه

the training program aims to help employees think more strategically and cognitively.

برنامه آموزشی با هدف کمک به کارکنان برای تفکر استراتژیک‌تر و شناختی‌تر است.

she approaches problems cognitively, analyzing all possible solutions before acting.

او مسائل را به‌صورت شناختی بررسی می‌کند و قبل از اقدام، تمام راه‌حل‌های ممکن را تجزیه و تحلیل می‌کند.

cognitively demanding tasks require significant mental effort and focus.

وظایف شناختی دشوار به تلاش ذهنی و تمرکز قابل توجهی نیاز دارند.

the new software is designed to cognitively assist users in data analysis.

نرم‌افزار جدید برای کمک شناختی به کاربران در تجزیه و تحلیل داده‌ها طراحی شده است.

he cognitively processed the information and formulated a detailed plan.

او اطلاعات را به‌صورت شناختی پردازش کرد و یک طرح دقیق تدوین کرد.

cognitively stimulating activities can help maintain brain health and function.

فعالیت‌های تحریک‌کننده شناختی می‌توانند به حفظ سلامت و عملکرد مغز کمک کنند.

the therapist used cognitively behavioral techniques to address her anxiety.

درمانگر از تکنیک‌های شناختی-رفتاری برای رفع اضطراب او استفاده کرد.

children develop cognitively at different rates, but generally follow predictable patterns.

کودکان به‌صورت شناختی با سرعت‌های مختلف رشد می‌کنند، اما به‌طور کلی الگوهای قابل پیش‌بینی را دنبال می‌کنند.

the study investigated how individuals cognitively respond to stressful situations.

این مطالعه بررسی کرد که افراد چگونه به‌صورت شناختی به موقعیت‌های استرس‌زا پاسخ می‌دهند.

cognitively impaired patients may struggle with memory and decision-making.

بیماران دارای اختلال شناختی ممکن است در به خاطر سپردن و تصمیم‌گیری مشکل داشته باشند.

the speaker cognitively engaged the audience with thought-provoking questions.

سخنرانی با پرسیدن سؤالات فکرانگیز، مخاطبان را به‌صورت شناختی درگیر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید