mentally

[ایالات متحده]/ˈmentəlɪ/
[بریتانیا]/'mɛntli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. روانشناختی؛ احساسی؛ intelectually.

عبارات و ترکیب‌ها

mentally exhausted

از نظر ذهنی خسته

mentally challenging

چالش‌برانگیز ذهنی

mentally stimulating

تحریک‌کننده ذهنی

mentally draining

خسته کننده از نظر ذهنی

mentally tough

ذهنی قوی

mentally ill

بیمار روانی

mentally sharp

ذهنی تیز

mentally unstable

ناپایدار ذهنی

mentally retarded

معلول ذهنی

mentally handicapped

معلول ذهنی

جملات نمونه

he was mentally unstable.

او از نظر روانی ناپایدار بود.

bodily but not mentally present.

بدنی اما نه از نظر ذهنی

a patient who is mentally disordered.

بیماری که از نظر روانی دچار اختلال است.

a day centre for the mentally ill.

مرکز روزانه برای بیماران روانی

Mentally she's very stable.

او از نظر ذهنی بسیار باثبات است.

an institution for mentally ill offenders

یک موسسه برای مجرمان روانی

a mentally retarded child

کودک معلول ذهنی

He was so slow that many thought him mentally retarded.

او آنقدر کند بود که بسیاری او را از نظر ذهنی عقب افتاده تصور کردند.

the changes aim to deinstitutionalize mentally ill people.

این تغییرات برای از بین بردن نهادی‌سازی افراد بیمار روانی هدف دارند.

the officer concerned is mentally and emotionally stable.

سرباز مربوطه از نظر ذهنی و عاطفی باثبات است.

the mentally stultifying effects of a disadvantaged home.

اثرات خفقان آور ذهنی یک خانه محروم.

She mentally rehearsed what she would say to Jeff.

او آنچه می‌خواست به جف بگوید را از نظر ذهنی تمرین کرد.

people who were labelled as ‘mentally handicapped’.

افرادی که به عنوان 'معلول ذهنی' برچسب گذاری شده اند.

The problem of validity when tests are used in minority groups or for the educationally-mentally retarded.

مشکل اعتبار زمانی که آزمون‌ها در گروه‌های اقلیت یا برای افراد دارای اختلال ذهنی و عقب‌مانده تحصیلی استفاده می‌شوند.

He added the numbers mentally; he did not need a pencil and paper.

او اعداد را از نظر ذهنی جمع کرد؛ به قلم و کاغذ نیازی نداشت.

By tacit agreement, Clark's friends all avoided any mention of his mentally ill wife.

به طور ضمنی، دوستان کلارک از هرگونه اشاره به همسر بیمار ذهنی او خودداری کردند.

Visiting that hospital for the mentally ill really brought home to me how sad some people’s lives are.

بازدید از آن بیمارستان برای بیماران روانی واقعاً به من نشان داد که زندگی برخی افراد چقدر غم‌انگیز است.

I ejaculated mentally, “you deserve perpetual isolation from your species for your churlish inhospitality.

من از خود به خود گفتم: "شما به خاطر بی‌ادبی‌تان شایسته انزوا دائمی از گونه خود هستید."

نمونه‌های واقعی

It transformed me physically, it transformed me mentally.

من را به طور فیزیکی و ذهنی متحول کرد.

منبع: Easy Learning of Medical English

Harry shook himself mentally; he was being stupid.

هری خودش را به صورت ذهنی تکان داد؛ او احمق بود.

منبع: 4. Harry Potter and the Goblet of Fire

He challenged me mentally, not just physically.

او فقط به صورت فیزیکی نه، بلکه به صورت ذهنی با من چالش کرد.

منبع: NBA Star Speech Collection

I was absolutely exhausted, physically and mentally.

من کاملاً خسته بودم، هم از نظر جسمی و هم ذهنی.

منبع: TED Talks (Audio Version) June 2015 Collection

Now, she is focused on staying healthy mentally and physically.

اکنون، او بر حفظ سلامتی ذهنی و جسمانی تمرکز دارد.

منبع: New York Times

But this status overwhelmed me mentally.

اما این وضعیت مرا به صورت ذهنی در بر گرفت.

منبع: 1000 episodes of English stories (continuously updated)

The same thing happens to people who stop moving, either mentally or physically.

همین اتفاق برای افرادی که دست از حرکت می‌کشند، هم از نظر ذهنی و هم جسمی، می‌افتد.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Exercising on a regular basis will do you good, both mentally and physically.

ورزش منظم به شما کمک می‌کند، هم از نظر ذهنی و هم جسمی.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

Solitary confinement was originally designed to break a person mentally, physically and emotionally.

حبس انفرادی در اصل برای شکستن یک فرد از نظر ذهنی، جسمی و عاطفی طراحی شده بود.

منبع: TED Talks (Audio Version) March 2015 Collection

It's therapeutic, mentally, physically, and it's exhilarating.

این روش درمانی است، هم از نظر ذهنی، هم جسمی و بسیار هیجان انگیز است.

منبع: Listen to this 3 Advanced English Listening

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید