cognizant

[ایالات متحده]/ˈkɒɡnɪzənt/
[بریتانیا]/ˈkɑɡnɪzənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آگاه از یا مطلع درباره چیزی؛ دارای دانش یا درک؛ مربوط به صلاحیت یا اقتدار برای رسیدگی به یک پرونده

عبارات و ترکیب‌ها

cognizant of

آگاه از

cognizant about

آگاه در مورد

cognizant regarding

آگاه در مورد

cognizant towards

آگاه نسبت به

be cognizant

آگاه باشید

cognizant mindset

نگرش آگاهانه

cognizant actions

اقدامات آگاهانه

cognizant choices

انتخاب‌های آگاهانه

cognizant decisions

تصمیمات آگاهانه

cognizant approach

رویکرد آگاهانه

جملات نمونه

we must be cognizant of the risks involved.

ما باید از خطرات احتمالی آگاه باشیم.

she is cognizant of the challenges ahead.

او از چالش‌های پیش رو آگاه است.

it's important to be cognizant of cultural differences.

توجه به تفاوت‌های فرهنگی مهم است.

they are cognizant of the need for change.

آنها از نیاز به تغییر آگاه هستند.

being cognizant of your surroundings can keep you safe.

آگاهی از محیط اطراف می‌تواند شما را در امنیت نگه دارد.

we need to be cognizant of our impact on the environment.

ما باید از تأثیر خود بر محیط زیست آگاه باشیم.

the team is cognizant of the deadlines.

تیم از مهلت‌ها آگاه است.

he is not cognizant of the consequences of his actions.

او از عواقب اعمال خود آگاه نیست.

being cognizant of your strengths can boost your confidence.

آگاهی از نقاط قوت شما می‌تواند اعتماد به نفستان را افزایش دهد.

we must remain cognizant of our goals.

ما باید به اهداف خود وفادار بمانیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید