cohesively

[ایالات متحده]/kəʊˈhiːsɪvli/
[بریتانیا]/koʊˈhiːsɪvli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که یک کل متحد را تشکیل می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

work cohesively

همکاری مؤثر

function cohesively

به طور منسجم عمل کردن

team cohesively

همکاری تیمی

operate cohesively

به طور هماهنگ عمل کردن

collaborate cohesively

همکاری مؤثر

communicate cohesively

ارتباط مؤثر

integrate cohesively

ادغام منسجم

present cohesively

ارائه منسجم

develop cohesively

توسعه منسجم

plan cohesively

برنامه‌ریزی منسجم

جملات نمونه

they worked cohesively to complete the project on time.

آنها به طور منسجم برای تکمیل پروژه به موقع تلاش کردند.

the team members communicated cohesively during the meeting.

اعضای تیم در طول جلسه به طور منسجم با یکدیگر ارتباط برقرار کردند.

all departments must function cohesively for the company to succeed.

برای موفقیت شرکت، همه بخش‌ها باید به طور منسجم عمل کنند.

the story was told cohesively, making it easy to follow.

داستان به طور منسجم گفته شد، که آن را دنبال کردن آسان کرد.

we need to present our ideas cohesively to impress the client.

ما باید ایده‌های خود را به طور منسجم ارائه دهیم تا مشتری را تحت تأثیر قرار دهیم.

her thoughts were expressed cohesively in the essay.

افکار او به طور منسجم در مقاله بیان شد.

the design elements work cohesively to create a stunning visual.

عناصر طراحی به طور منسجم برای ایجاد یک جلوه بصری خیره کننده کار می کنند.

the community came together cohesively to support the charity event.

جامعه برای حمایت از رویداد خیریه به طور منسجم گرد هم آمد.

the plan was executed cohesively, leading to successful results.

طرح به طور منسجم اجرا شد و منجر به نتایج موفقیت آمیز شد.

they developed a cohesively structured curriculum for the students.

آنها یک برنامه درسی ساختاریافته و منسجم برای دانش آموزان تدوین کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید