unitedly stand
ایستادن متحدانه
unitedly work
کار کردن متحدانه
unitedly fight
جنگیدن متحدانه
unitedly support
حمایت متحدانه
unitedly strive
تلاش کردن متحدانه
unitedly cooperate
همکاری متحدانه
unitedly achieve
دستیابی متحدانه
unitedly promote
ترویج متحدانه
unitedly express
بیان متحدانه
unitedly lead
رهبری متحدانه
we must work unitedly to achieve our goals.
ما باید به طور متحد برای دستیابی به اهداف خود تلاش کنیم.
the community unitedly supported the local charity event.
جامعه به طور متحد از رویداد خیریه محلی حمایت کرد.
they unitedly decided to take action against climate change.
آنها به طور متحد تصمیم گرفتند علیه تغییرات آب و هوایی اقدام کنند.
unitedly, the team overcame all obstacles in their way.
به طور متحد، تیم بر همه موانع سر راه خود غلبه کرد.
we need to stand unitedly in the face of adversity.
ما باید به طور متحد در برابر سختی ها ایستادگی کنیم.
the countries worked unitedly to promote peace.
کشورها به طور متحد برای ترویج صلح تلاش کردند.
unitedly, we can make a significant difference.
به طور متحد، ما می توانیم تفاوت قابل توجهی ایجاد کنیم.
the students unitedly protested for their rights.
دانشجویان به طور متحد برای حقوق خود اعتراض کردند.
they unitedly celebrated their victory.
آنها به طور متحد پیروزی خود را جشن گرفتند.
unitedly, we can face any challenge that comes our way.
به طور متحد، ما می توانیم با هر چالشی که سر راه ما می آید روبرو شویم.
unitedly stand
ایستادن متحدانه
unitedly work
کار کردن متحدانه
unitedly fight
جنگیدن متحدانه
unitedly support
حمایت متحدانه
unitedly strive
تلاش کردن متحدانه
unitedly cooperate
همکاری متحدانه
unitedly achieve
دستیابی متحدانه
unitedly promote
ترویج متحدانه
unitedly express
بیان متحدانه
unitedly lead
رهبری متحدانه
we must work unitedly to achieve our goals.
ما باید به طور متحد برای دستیابی به اهداف خود تلاش کنیم.
the community unitedly supported the local charity event.
جامعه به طور متحد از رویداد خیریه محلی حمایت کرد.
they unitedly decided to take action against climate change.
آنها به طور متحد تصمیم گرفتند علیه تغییرات آب و هوایی اقدام کنند.
unitedly, the team overcame all obstacles in their way.
به طور متحد، تیم بر همه موانع سر راه خود غلبه کرد.
we need to stand unitedly in the face of adversity.
ما باید به طور متحد در برابر سختی ها ایستادگی کنیم.
the countries worked unitedly to promote peace.
کشورها به طور متحد برای ترویج صلح تلاش کردند.
unitedly, we can make a significant difference.
به طور متحد، ما می توانیم تفاوت قابل توجهی ایجاد کنیم.
the students unitedly protested for their rights.
دانشجویان به طور متحد برای حقوق خود اعتراض کردند.
they unitedly celebrated their victory.
آنها به طور متحد پیروزی خود را جشن گرفتند.
unitedly, we can face any challenge that comes our way.
به طور متحد، ما می توانیم با هر چالشی که سر راه ما می آید روبرو شویم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید