coincident

[ایالات متحده]/kəʊ'ɪnsɪd(ə)nt/
[بریتانیا]/ko'ɪnsɪdənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. همزمان رخ دادن; adj. به طور تصادفی رخ دادن; مربوط; در توافق.

عبارات و ترکیب‌ها

purely coincidental

کاملاً اتفاقی

جملات نمونه

testimony that was coincident with the actual facts.

شهادتی که با حقایق واقعی مطابقت داشت.

These parallels cannot be merely coincident.

این تطابق‌ها نمی‌توانند صرفاً تصادفی باشند.

the stake of defence attorneys is not always coincident with that of their clients.

منافع وکلای مدافع همیشه با منافع موکلانشان همسو نیست.

the swinging sixties, a time coincident with the Club's finances stabilizing.

دهه ۱۹۶۰ پرجنب‌وجوش، دوره‌ای که با ثبات امور مالی باشگاه مصادف بود.

a series of coincident events.See Synonyms at contemporary

مجموعه‌ای از رویدادهای همزمان. برای مترادف‌ها به بخش معاصر مراجعه کنید.

The results obtained by this method are coincident with that by DDTC silver colourimetry.

نتایج به‌دست‌آمده با این روش با نتایج به‌دست‌آمده با روش نقره‌سنجی DDTC مطابقت دارد.

When this method is used for the determination of silica in zincous concentrate, the results are coincident with country standard method, but this method is simpler and more rapid.

هنگامی که این روش برای تعیین سیلیس در غلظت روی استفاده می‌شود، نتایج با روش استاندارد کشور مطابقت دارد، اما این روش ساده‌تر و سریع‌تر است.

نمونه‌های واقعی

By a strange coincident, scorpions are predators of other scorpions.

به طور عجیبی، عنکبوت‌ها شکارچی سایر عنکبوت‌ها هستند.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

He explained it was a coincident to get them but obviously his words wasn't coherent and cogent.

او توضیح داد که به دست آوردن آنها یک اتفاق بود، اما بدیهی است که کلماتش منسجم و متقاعد کننده نبود.

منبع: Pan Pan

Coincident with this progress was the organization of the greatest combinations and trusts the world had yet seen.

همزمان با این پیشرفت، سازماندهی بزرگترین ترکیبات و اعتمادی که جهان تا آن زمان دیده بود، بود.

منبع: American history

In fact similarly four years ago when they lost the election to John Atenmails, the coincident the court option and we build upon and skew down.

در واقع، به طور مشابه، چهار سال پیش زمانی که آنها انتخابات را به جان اتنمایلز باختند، گزینه دادگاه و ما بر اساس آن ساختیم و آن را به سمت پایین منحرف کردیم.

منبع: BBC Listening December 2012 Collection

Coincident with the drift toward administration through royal governors was the second and opposite tendency, namely, a steady growth in the practice of self-government.

همزمان با گرایش به سمت اداره از طریق فرمانداران سلطنتی، گرایش دوم و مخالف وجود داشت، به این معنا که رشد مداوم در عمل خودگردانی وجود داشت.

منبع: American history

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید