coworker

[ایالات متحده]/ˈkəʊ wɜːkə(r)/
[بریتانیا]/ˈkəʊ wɜːrkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. همکار; شریک
Word Forms
جمعcoworkers

جملات نمونه

The Whiffy Wonder: You can smell these coworkers wafting about from the other end of the office.

معجزه بو: می‌توانید این همکاران را از انتهای دیگر دفتر حس کنید.

Show an interest in other people, but don't discuss anything that you wouldn't talk about with your grandmother or religious officiant -- especially with a coworker you don't know extremely well.

به دیگران علاقه نشان دهید، اما در مورد چیزهایی صحبت نکنید که با مادربزرگ یا مقام مذهبی خود صحبت نمی‌کردید - به خصوص با همکارانی که به خوبی نمی‌شناسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید