compered

[ایالات متحده]/ˈkɒmpeəd/
[بریتانیا]/ˈkɑːmperd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به عنوان میزبان برای یک اجرا عمل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

compered the event

اجرای برنامه را بر عهده داشت

compered the show

اجرای نمایش را بر عهده داشت

compered the evening

اجرای شام را بر عهده داشت

compered the gala

اجرای گالا را بر عهده داشت

compered the ceremony

اجرای مراسم را بر عهده داشت

compered the awards

اجرای اهدای جوایز را بر عهده داشت

compered the program

اجرای برنامه را بر عهده داشت

compered the night

اجرای شب را بر عهده داشت

compered the festival

اجرای جشنواره را بر عهده داشت

compered the competition

اجرای مسابقه را بر عهده داشت

جملات نمونه

she compered the charity event with great enthusiasm.

او با شور و اشتیاق فراوان، رویداد خیریه را اجرا کرد.

the show was compered by a well-known television personality.

این برنامه توسط یک شخصیت تلویزیونی شناخته شده اجرا شد.

he compered the awards ceremony last night.

او شب گذشته مراسم اهدای جوایز را اجرا کرد.

they compered the debate, ensuring fairness and order.

آنها مناظره را اجرا کردند و عدالت و نظم را تضمین کردند.

she has compered several music festivals over the years.

او در طول سال‌ها چندین جشنواره موسیقی را اجرا کرده است.

the event was compered by a famous comedian.

این رویداد توسط یک کمدین مشهور اجرا شد.

he compered the talent show and kept the audience engaged.

او برنامه استعدادها را اجرا کرد و مخاطبان را درگیر نگه داشت.

last year, she compered a series of workshops on public speaking.

سال گذشته، او یک سری کارگاه آموزشی در مورد فن بیان را اجرا کرد.

the gala was beautifully compered, making it a memorable night.

این گالا به زیبایی اجرا شد و آن را به یک شب به یاد ماندنی تبدیل کرد.

he compered the live broadcast of the sports event.

او پخش زنده رویداد ورزشی را اجرا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید