compered the event
اجرای برنامه را بر عهده داشت
compered the show
اجرای نمایش را بر عهده داشت
compered the evening
اجرای شام را بر عهده داشت
compered the gala
اجرای گالا را بر عهده داشت
compered the ceremony
اجرای مراسم را بر عهده داشت
compered the awards
اجرای اهدای جوایز را بر عهده داشت
compered the program
اجرای برنامه را بر عهده داشت
compered the night
اجرای شب را بر عهده داشت
compered the festival
اجرای جشنواره را بر عهده داشت
compered the competition
اجرای مسابقه را بر عهده داشت
she compered the charity event with great enthusiasm.
او با شور و اشتیاق فراوان، رویداد خیریه را اجرا کرد.
the show was compered by a well-known television personality.
این برنامه توسط یک شخصیت تلویزیونی شناخته شده اجرا شد.
he compered the awards ceremony last night.
او شب گذشته مراسم اهدای جوایز را اجرا کرد.
they compered the debate, ensuring fairness and order.
آنها مناظره را اجرا کردند و عدالت و نظم را تضمین کردند.
she has compered several music festivals over the years.
او در طول سالها چندین جشنواره موسیقی را اجرا کرده است.
the event was compered by a famous comedian.
این رویداد توسط یک کمدین مشهور اجرا شد.
he compered the talent show and kept the audience engaged.
او برنامه استعدادها را اجرا کرد و مخاطبان را درگیر نگه داشت.
last year, she compered a series of workshops on public speaking.
سال گذشته، او یک سری کارگاه آموزشی در مورد فن بیان را اجرا کرد.
the gala was beautifully compered, making it a memorable night.
این گالا به زیبایی اجرا شد و آن را به یک شب به یاد ماندنی تبدیل کرد.
he compered the live broadcast of the sports event.
او پخش زنده رویداد ورزشی را اجرا کرد.
compered the event
اجرای برنامه را بر عهده داشت
compered the show
اجرای نمایش را بر عهده داشت
compered the evening
اجرای شام را بر عهده داشت
compered the gala
اجرای گالا را بر عهده داشت
compered the ceremony
اجرای مراسم را بر عهده داشت
compered the awards
اجرای اهدای جوایز را بر عهده داشت
compered the program
اجرای برنامه را بر عهده داشت
compered the night
اجرای شب را بر عهده داشت
compered the festival
اجرای جشنواره را بر عهده داشت
compered the competition
اجرای مسابقه را بر عهده داشت
she compered the charity event with great enthusiasm.
او با شور و اشتیاق فراوان، رویداد خیریه را اجرا کرد.
the show was compered by a well-known television personality.
این برنامه توسط یک شخصیت تلویزیونی شناخته شده اجرا شد.
he compered the awards ceremony last night.
او شب گذشته مراسم اهدای جوایز را اجرا کرد.
they compered the debate, ensuring fairness and order.
آنها مناظره را اجرا کردند و عدالت و نظم را تضمین کردند.
she has compered several music festivals over the years.
او در طول سالها چندین جشنواره موسیقی را اجرا کرده است.
the event was compered by a famous comedian.
این رویداد توسط یک کمدین مشهور اجرا شد.
he compered the talent show and kept the audience engaged.
او برنامه استعدادها را اجرا کرد و مخاطبان را درگیر نگه داشت.
last year, she compered a series of workshops on public speaking.
سال گذشته، او یک سری کارگاه آموزشی در مورد فن بیان را اجرا کرد.
the gala was beautifully compered, making it a memorable night.
این گالا به زیبایی اجرا شد و آن را به یک شب به یاد ماندنی تبدیل کرد.
he compered the live broadcast of the sports event.
او پخش زنده رویداد ورزشی را اجرا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید