competitively

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای که شامل رقابت باشد.

جملات نمونه

She plays tennis competitively.

او تنیس را به صورت رقابتی بازی می‌کند.

He runs competitively in track and field events.

او به صورت رقابتی در مسابقات دو و میدانی شرکت می‌کند.

They compete competitively in the business world.

آنها به صورت رقابتی در دنیای کسب و کار رقابت می‌کنند.

The company prices its products competitively.

شرکت محصولات خود را به صورت رقابتی قیمت‌گذاری می‌کند.

She dances competitively in ballroom competitions.

او به صورت رقابتی در مسابقات رقص سالن رقابت می‌کند.

He swims competitively in swimming meets.

او به صورت رقابتی در مسابقات شنا شرکت می‌کند.

The team plays soccer competitively in the league.

تیم به صورت رقابتی در لیگ فوتبال بازی می‌کند.

They market their products competitively to attract customers.

آنها به صورت رقابتی محصولات خود را برای جذب مشتریان بازاریابی می‌کنند.

She sings competitively in singing competitions.

او به صورت رقابتی در مسابقات آواز شرکت می‌کند.

He trades stocks competitively in the stock market.

او به صورت رقابتی در بازار سهام سهام معامله می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید