complacent

[ایالات متحده]/kəmˈpleɪsnt/
[بریتانیا]/kəmˈpleɪsnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خودراضی، خودپسند.

جملات نمونه

you can't afford to be complacent about security.

نمی‌توانید در مورد امنیت خود بی‌اعتنا باشید.

She was complacent about her achievements.

او در مورد دستاوردهای خود متکبر بود.

He had become complacent after years of success.

او پس از سال‌ها موفقیت متکبر شده بود.

The winner's complacent smile annoyed some people.

لبخند مغرور برنده باعث آزار برخی از افراد شد.

he claims that the service is complacent andinsulated from outside pressures.

او ادعا می‌کند که سرویس متکبر و از فشارهای خارجی جدا شده است.

she remained poised and complacent, secure of admiration.

او با اعتماد به نفس و متکبر باقی ماند و از تحسین اطمینان داشت.

We must not become complacent over any success .

ما نباید در مورد هر موفقیت متکبر شویم.

Our team lost because some players became complacent.

تیم ما شکست خورد زیرا برخی از بازیکنان متکبر شدند.

I have tried to stand between these two forces saying that we need not follow the "donothingism" of the complacent or the hatred and despair of the black nationalist.

من سعی کرده‌ام بین این دو نیرو ایستاده‌ام و گفته‌ام که نباید دنبال بی‌اعتنایی متکبران یا نفرت و ناامیدی ملی‌گراهای سیاه رفت.

نمونه‌های واقعی

A guaranteed job for life only encourages the faculty to become complacent.

فقط تضمین یک شغل مادام العمر، باعث می‌شود که اساتید دچار خودرضایی شوند.

منبع: The Big Bang Theory Season 6

Social media also counter inflammatory or complacent official channels.

شبکه‌های اجتماعی همچنین کانال‌های رسمی متناقض یا خودراضایانه را خنثی می‌کنند.

منبع: The Economist - International

We're never complacent because the moment that we become complacent, complacency kills and something happens.

ما هرگز خودراضای نیستیم، زیرا در لحظه‌ای که دچار خودرضایی شویم، خودرضایی از بین می‌رود و اتفاقی می‌افتد.

منبع: Connection Magazine

Society, he thought, had become sick, complacent, lulled by bourgeois illusion.

جامعه، به نظر او، بیمار، خودراضای و فریب خورده توسط توهم بورژوازی شده بود.

منبع: Crash Course in Drama

At the same time, we should not be complacent.

همزمان، ما نباید خودراضای باشیم.

منبع: VOA Standard September 2013 Collection

Some students become complacent and proud after they have achieved a little result.

برخی از دانش آموزان پس از دستیابی به یک نتیجه کوچک، خودراضای و مغرور می‌شوند.

منبع: Selected English short passages

Always keep that 20% goal in mind, prevent yourself from becoming complacent.

همیشه آن هدف 20٪ را در ذهن داشته باشید و از خودتان جلوگیری کنید که خودراضای شوید.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

However, you are also the most likely to be complacent.

با این حال، شما هم احتمال بیشتری دارد که خودراضای باشید.

منبع: 2019 New Year Special Edition

In hindsight, if one needs to introspect, maybe we were slightly complacent.

با نگاهی به گذشته، اگر کسی نیاز به خودکاوی دارد، شاید ما کمی خودراضای بودیم.

منبع: BBC Listening Collection May 2021

" Our place is beside the king, " Ser Meryn said, complacent.

«جای ما در کنار شاه است،» سر مِرین گفت، خودراضای.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید