complaints

[ایالات متحده]/kəmˈpleɪnts/
[بریتانیا]/kəmˈpleɪnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابراز نارضایتی؛ شکایات یا مسائل مطرح شده؛ گزارش‌های رسمی مشکلات؛ شرایط یا بیماری‌های پزشکی

عبارات و ترکیب‌ها

file complaints

ثبت شکایات

resolve complaints

حل شکایات

address complaints

رسیدگی به شکایات

complaints department

بخش شکایات

customer complaints

شکایات مشتریان

complaints procedure

روش رسیدگی به شکایات

complaints handling

مدیریت شکایات

complaints policy

سیاست شکایات

formal complaints

شکایات رسمی

complaints form

فرم شکایت

جملات نمونه

he filed several complaints about the service.

او چندین شکایت در مورد خدمات ارائه کرد.

the company takes customer complaints seriously.

شرکت شکایت‌های مشتریان را جدی می‌گیرد.

she has received numerous complaints from her neighbors.

او شکایت‌های متعددی از همسایگان خود دریافت کرده است.

we need to address the complaints promptly.

ما باید به سرعت به شکایات رسیدگی کنیم.

his complaints were heard by the management team.

شکایات او توسط تیم مدیریت شنیده شد.

the complaints department is open from 9 am to 5 pm.

بخش شکایات از ساعت 9 صبح تا 5 بعد از ظهر باز است.

they are investigating the complaints about the product quality.

آنها در حال بررسی شکایات مربوط به کیفیت محصول هستند.

customer complaints can lead to improvements in service.

شکایات مشتریان می‌تواند منجر به بهبود خدمات شود.

we encourage customers to submit their complaints online.

ما از مشتریان می‌خواهیم شکایات خود را به صورت آنلاین ارسال کنند.

her complaints about the noise were justified.

شکایات او در مورد سر و صدا موجه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید