concertinas

[ایالات متحده]/kɒnˈsɜːtɪnəz/
[بریتانیا]/kənˈsɜrtɪnəz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کنسرتینا؛ یک ساز موسیقی شش ضلعی مشابه آکاردئون

عبارات و ترکیب‌ها

play concertinas

اجرای کرباس‌ها

concertinas music

موسیقی کرباس

concertinas band

گروه کرباس

concertinas festival

جشنواره کرباس

concertinas performance

اجای کرباس

concertinas players

اجرای‌کنندگان کرباس

concertinas workshop

کارگاه کرباس

concertinas collection

مجموعه کرباس

concertinas techniques

تکنیک‌های کرباس

concertinas accessories

لوازم جانبی کرباس

جملات نمونه

he played the concertinas beautifully at the festival.

او به زیبایی با اورگ‌های دکمه‌ای در جشنواره اجرا کرد.

she loves the sound of concertinas in traditional music.

او صدای اورگ‌های دکمه‌ای در موسیقی سنتی را دوست دارد.

concertinas are often used in folk dances.

اورگ‌های دکمه‌ای اغلب در رقص‌های محلی استفاده می‌شوند.

they bought concertinas for their music school.

آنها برای مدرسه موسیقی خود اورگ‌های دکمه‌ای خریدند.

learning to play concertinas takes practice.

یادگیری نواختن اورگ‌های دکمه‌ای نیاز به تمرین دارد.

he enjoys collecting vintage concertinas.

او از جمع‌آوری اورگ‌های دکمه‌ای قدیمی لذت می‌برد.

the concertinas added a unique charm to the performance.

اورگ‌های دکمه‌ای جذابیت منحصر به فردی به اجرا اضافه کردند.

she demonstrated how to tune concertinas properly.

او نحوه تنظیم صحیح اورگ‌های دکمه‌ای را نشان داد.

concertinas can be played solo or in groups.

می‌توان اورگ‌های دکمه‌ای را به صورت تک‌نوازی یا در گروه‌ها اجرا کرد.

they organized a workshop for concertinas enthusiasts.

آنها یک کارگاه آموزشی برای علاقه‌مندان به اورگ‌های دکمه‌ای برگزار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید