| صفت یا فعل حال استمراری | concerting |
| جمع | concerts |
music concert
کنسرت موسیقی
concert hall
سالن کنسرت
in concert
در کنسرت
in concert with
در کنسرت با
solo concert
کنسرت سولو
concert tour
تور کنسرت
give a concert
اجرای کنسرت
pop concert
کنسرت پاپ
vocal concert
کنسرت وکال
the concert was dire.
اجرای کنسرت ناامیدکننده بود.
The concert was patchy.
کنسرت ناهمگون بود.
fill a concert hall.
سالن کنسرت را پر کنید.
the concert will be held Sunday.
کنسرت روز یکشنبه برگزار خواهد شد.
the concert was a cataclysmic failure.
اجرای کنسرت یک شکست فاجعهبار بود.
the mainstream concert repertoire.
برنامه کنسرت جریان اصلی.
a pianist on a concert tour.
پیانیستی در یک تور کنسرت.
a concert violinist of international fame.
یک ویولن زن کنسرت با شهرت بین المللی.
That concert blew me away.
آن کنسرت من را شگفت زده کرد.
The concert was quite a hit in Chicago.
کنسرت در شیکاگو بسیار موفق بود.
a notable of the concert stage;
یک شخص قابل توجه در صحنه کنسرت;
a band concert on the village common.
یک کنسرت گروه در زمین بازی دهکده.
Who will direct at the concert?
چه کسی در کنسرت کارگردانی خواهد کرد؟
The fans at the concert were really ape.
هواداران در کنسرت واقعا میمون بودند.
applauded at the end of the concert;
در پایان کنسرت تشویق کردند;
the concert version of the fourth interlude from the opera.
نسخه کنسرت قطعه چهارم از اپرا.
they found direct evidence of concert of action.
آنها شواهد مستقیم از کنسرتی از اقدام را یافتند.
concerted secular music for voices.
موسیقی سکولر هماهنگ برای صداها.
music concert
کنسرت موسیقی
concert hall
سالن کنسرت
in concert
در کنسرت
in concert with
در کنسرت با
solo concert
کنسرت سولو
concert tour
تور کنسرت
give a concert
اجرای کنسرت
pop concert
کنسرت پاپ
vocal concert
کنسرت وکال
the concert was dire.
اجرای کنسرت ناامیدکننده بود.
The concert was patchy.
کنسرت ناهمگون بود.
fill a concert hall.
سالن کنسرت را پر کنید.
the concert will be held Sunday.
کنسرت روز یکشنبه برگزار خواهد شد.
the concert was a cataclysmic failure.
اجرای کنسرت یک شکست فاجعهبار بود.
the mainstream concert repertoire.
برنامه کنسرت جریان اصلی.
a pianist on a concert tour.
پیانیستی در یک تور کنسرت.
a concert violinist of international fame.
یک ویولن زن کنسرت با شهرت بین المللی.
That concert blew me away.
آن کنسرت من را شگفت زده کرد.
The concert was quite a hit in Chicago.
کنسرت در شیکاگو بسیار موفق بود.
a notable of the concert stage;
یک شخص قابل توجه در صحنه کنسرت;
a band concert on the village common.
یک کنسرت گروه در زمین بازی دهکده.
Who will direct at the concert?
چه کسی در کنسرت کارگردانی خواهد کرد؟
The fans at the concert were really ape.
هواداران در کنسرت واقعا میمون بودند.
applauded at the end of the concert;
در پایان کنسرت تشویق کردند;
the concert version of the fourth interlude from the opera.
نسخه کنسرت قطعه چهارم از اپرا.
they found direct evidence of concert of action.
آنها شواهد مستقیم از کنسرتی از اقدام را یافتند.
concerted secular music for voices.
موسیقی سکولر هماهنگ برای صداها.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید