lead concluder
پایان گیرنده
key concluder
پایان گیرنده کلیدی
concluder's role
نقش پایان گیرنده
being concluder
بودن پایان گیرنده
concluder speaks
پایان گیرنده میگوید
concluder stated
پایان گیرنده گفت
concluder meeting
جلسه پایان گیرنده
final concluder
پایان گیرنده نهایی
concluder position
موقعیت پایان گیرنده
concluder report
گزارش پایان گیرنده
the speaker used a strong concluder to end his presentation effectively.
سخنران از یک نتیجهگیری قوی برای پایان دادن به ارائهاش بهطور مؤثر استفاده کرد.
a well-crafted concluder can leave a lasting impression on the audience.
یک نتیجهگیری خوب میتواند تأثیر دوامداری بر مخاطبین بگذارد.
the essay's concluder summarized the main points of the argument.
نتیجهگیری مقاله اصلیترین نکات استدلال را خلاصه کرد.
we need a powerful concluder for this sales pitch to be successful.
برای موفقیت این پیشنهاد فروش، نیاز به یک نتیجهگیری قوی داریم.
the debate team prepared a concise concluder to reiterate their position.
تیم مباحثه یک نتیجهگیری مختصر برای تکرار موضع خود آماده کرد.
the report's concluder offered recommendations for future research.
نتیجهگیری گزارش پیشنهاداتی برای تحقیقات آینده ارائه کرد.
a memorable concluder is key to a successful speech.
یک نتیجهگیری یادگاری کلید موفقیت یک سخنرانی است.
the article's concluder tied all the loose ends together.
نتیجهگیری مقاله تمام ارتباطات باز را به هم متصل کرد.
the lawyer's concluder aimed to persuade the jury.
نتیجهگیری وکیل به منظور تأثیر بر هیئت محاکمه بود.
the email's concluder politely thanked the recipient for their time.
نتیجهگیری ایمیل با لطف به گیرنده برای وقتی که اختصاص داده بودند تشکر کرد.
the presentation's concluder emphasized the importance of the findings.
نتیجهگیری ارائه اهمیت یافتههای مربوطه را تاکید کرد.
lead concluder
پایان گیرنده
key concluder
پایان گیرنده کلیدی
concluder's role
نقش پایان گیرنده
being concluder
بودن پایان گیرنده
concluder speaks
پایان گیرنده میگوید
concluder stated
پایان گیرنده گفت
concluder meeting
جلسه پایان گیرنده
final concluder
پایان گیرنده نهایی
concluder position
موقعیت پایان گیرنده
concluder report
گزارش پایان گیرنده
the speaker used a strong concluder to end his presentation effectively.
سخنران از یک نتیجهگیری قوی برای پایان دادن به ارائهاش بهطور مؤثر استفاده کرد.
a well-crafted concluder can leave a lasting impression on the audience.
یک نتیجهگیری خوب میتواند تأثیر دوامداری بر مخاطبین بگذارد.
the essay's concluder summarized the main points of the argument.
نتیجهگیری مقاله اصلیترین نکات استدلال را خلاصه کرد.
we need a powerful concluder for this sales pitch to be successful.
برای موفقیت این پیشنهاد فروش، نیاز به یک نتیجهگیری قوی داریم.
the debate team prepared a concise concluder to reiterate their position.
تیم مباحثه یک نتیجهگیری مختصر برای تکرار موضع خود آماده کرد.
the report's concluder offered recommendations for future research.
نتیجهگیری گزارش پیشنهاداتی برای تحقیقات آینده ارائه کرد.
a memorable concluder is key to a successful speech.
یک نتیجهگیری یادگاری کلید موفقیت یک سخنرانی است.
the article's concluder tied all the loose ends together.
نتیجهگیری مقاله تمام ارتباطات باز را به هم متصل کرد.
the lawyer's concluder aimed to persuade the jury.
نتیجهگیری وکیل به منظور تأثیر بر هیئت محاکمه بود.
the email's concluder politely thanked the recipient for their time.
نتیجهگیری ایمیل با لطف به گیرنده برای وقتی که اختصاص داده بودند تشکر کرد.
the presentation's concluder emphasized the importance of the findings.
نتیجهگیری ارائه اهمیت یافتههای مربوطه را تاکید کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید