concocted

[ایالات متحده]/kənˈkɒktɪd/
[بریتانیا]/kənˈkɑːktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی concoct; مخلوط کردن مواد برای ایجاد چیزی؛ اختراع کردن یا جعل کردن، اغلب با نیت فریبکارانه

عبارات و ترکیب‌ها

concocted plan

طرح‌سازی شده

concocted story

داستان‌سازی شده

concocted scheme

طرح‌ریزی شده

concocted recipe

دستورالعمل‌سازی شده

concocted excuse

بهانه‌سازی شده

concocted potion

معجون‌سازی شده

concocted tale

قصه‌سازی شده

concocted drink

نوشیدنی‌سازی شده

concocted narrative

گزارش‌سازی شده

concocted alibi

عذر‌سازی شده

جملات نمونه

the chef concocted a delicious new recipe.

سرآشپز یک دستور غذای جدید و خوشمزه اختراع کرد.

she concocted a story to explain her absence.

او داستانی برای توضیح غیبت خود ساخت.

the scientist concocted a new formula for the experiment.

دانشمند یک فرمول جدید برای آزمایش اختراع کرد.

they concocted a plan to surprise their friend.

آنها طرحی برای غافلگیر کردن دوستشان اختراع کردند.

he concocted a potion using rare herbs.

او با استفاده از گیاهان کمیاب یک معجون درست کرد.

the artist concocted a unique blend of colors.

هنرمند ترکیبی منحصر به فرد از رنگ ها اختراع کرد.

she concocted a clever excuse for being late.

او بهانه‌ای باهوشانه برای دیر رسیدن ساخت.

the children concocted a game to entertain themselves.

کودکان بازی‌ای برای سرگرم کردن خودشان اختراع کردند.

he concocted a scheme to win the competition.

او طرحی برای برنده شدن در مسابقه اختراع کرد.

the writer concocted an intriguing plot for her novel.

نویسنده طرحی جذاب برای رمانش اختراع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید