concreteness

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت خاص یا ملموس بودن
Word Forms

جملات نمونه

The concreteness of his evidence made it impossible to deny the truth.

ملموس بودن مدارک او باعث شد که نمی توان انکار حقیقت کرد.

The concreteness of her instructions helped me understand the task better.

ملموس بودن دستورالعمل های او به من کمک کرد تا بهتر وظیفه را درک کنم.

In scientific research, concreteness is crucial for drawing accurate conclusions.

در تحقیقات علمی، ملموس بودن برای نتیجه گیری دقیق بسیار مهم است.

The concreteness of the plan gave us confidence in its success.

ملموس بودن طرح به ما اطمینان خاطر داد که طرح موفق خواهد بود.

The concreteness of the proposal made it easier for everyone to understand.

ملموس بودن پیشنهاد باعث شد که برای همه فهم آن آسان تر باشد.

The concreteness of his arguments convinced the jury of his innocence.

ملموس بودن استدلال های او هیئت منصفه را از بیگناهی او متقاعد کرد.

She appreciated the concreteness of the feedback she received on her performance.

او از ملموس بودن بازخورد دریافتی در مورد عملکرد خود قدردانی کرد.

The concreteness of the contract ensured that both parties were clear on their obligations.

ملموس بودن قرارداد اطمینان حاصل کرد که هر دو طرف در مورد تعهدات خود واضح هستند.

The concreteness of the instructions prevented any confusion among the team members.

ملموس بودن دستورالعمل ها از هرگونه سردرگمی در بین اعضای تیم جلوگیری کرد.

The concreteness of the evidence left no room for doubt in the judge's mind.

ملموس بودن مدارک جا برای شک در ذهن قاضی باقی نگذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید