tangibility

[ایالات متحده]/ˌtæn.dʒɪˈbɪl.ɪ.ti/
[بریتانیا]/ˌtæn.dʒəˈbɪl.ɪ.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت قابل لمس یا قابل درک بودن؛ حالت مشخص یا واقعی بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

tangibility factor

عامل ملموس بودن

tangibility assessment

ارزیابی ملموس بودن

tangibility criteria

معیارهای ملموس بودن

tangibility measurement

اندازه گیری ملموس بودن

tangibility issues

مشکلات ملموس بودن

tangibility perception

درک ملموس بودن

tangibility concept

مفهوم ملموس بودن

tangibility benefits

مزایای ملموس بودن

tangibility analysis

تجزیه و تحلیل ملموس بودن

tangibility attributes

ویژگی های ملموس بودن

جملات نمونه

the tangibility of the product enhances customer trust.

قابلیت لمس بودن محصول باعث افزایش اعتماد مشتریان می‌شود.

we need to focus on the tangibility of our services.

ما باید بر قابلیت لمس خدمات خود تمرکز کنیم.

tangibility plays a crucial role in marketing strategies.

قابلیت لمس نقش مهمی در استراتژی‌های بازاریابی ایفا می‌کند.

the tangibility of the evidence was key to the case.

قابلیت لمس مدارک برای این پرونده حیاتی بود.

investors prefer tangibility when assessing risks.

سرمایه‌گذاران هنگام ارزیابی ریسک‌ها، قابلیت لمس را ترجیح می‌دهند.

the tangibility of the artwork impressed the visitors.

قابلیت لمس اثر هنری بازدیدکنندگان را تحت تاثیر قرار داد.

in education, the tangibility of concepts aids learning.

در آموزش، قابلیت لمس مفاهیم به یادگیری کمک می‌کند.

she appreciated the tangibility of the handmade gifts.

او از قابلیت لمس هدیه‌های دست‌ساز قدردانی کرد.

the tangibility of the experience made it unforgettable.

قابلیت لمس بودن تجربه آن را فراموش‌ناپذیر کرد.

they sought tangibility in their goals for better clarity.

آنها به دنبال قابلیت لمس در اهداف خود برای وضوح بیشتر بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید