condoned

[ایالات متحده]/kənˈdəʊnd/
[بریتانیا]/kənˈdoʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نادیده گرفتن یا بخشیدن یک تخلف

عبارات و ترکیب‌ها

condoned behavior

رفتار مورد تایید

condoned actions

اقدامات مورد تایید

condoned violence

خشونت مورد تایید

condoned misconduct

نحوه انجام نادرست مورد تایید

condoned cheating

تقلب مورد تایید

condoned practices

روش های مورد تایید

condoned theft

سرقت مورد تایید

condoned offenses

جرایم مورد تایید

condoned discrimination

تبعیض مورد تایید

جملات نمونه

the teacher condoned the student's late submission.

معلم تاخیر در ارسال تکالیف دانشجو را نادیده گرفت.

the manager condoned the employee's absence.

مدیر غیبت کارمند را نادیده گرفت.

his behavior was condoned by the group.

رفتار او توسط گروه مورد چشم پوشی قرار گرفت.

she felt that her mistakes were condoned.

او احساس کرد که اشتباهاتش مورد چشم پوشی قرار گرفته است.

the community condoned the minor infractions.

جامعه تخلفات جزئی را نادیده گرفت.

they condoned the actions of the protestors.

آنها از اقدامات اعتراض‌کنندگان چشم پوشی کردند.

the judge condoned the defendant's actions.

قاضی از اقدامات متهم چشم پوشی کرد.

many parents condoned the children's mischief.

بسیاری از والدین شیطنت‌های کودکان را نادیده گرفتند.

his reckless driving was condoned by his friends.

رانندگی بی‌احتیاطی او توسط دوستانش نادیده گرفته شد.

some argued that the policy condoned unethical behavior.

برخی استدلال کردند که سیاست رفتار غیر اخلاقی را تایید می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید