share confidences
اشتراک گذاری اسرار
trust confidences
اعتماد به اسرار
keep confidences
حفظ اسرار
confidences exchanged
اسراری که رد و بدل شده است
confidences revealed
اسراری که فاش شده است
confidences shared
اسراری که به اشتراک گذاشته شده است
confidences trusted
اسراری که به آنها اعتماد شده است
confidences kept
اسراری که حفظ شده است
confidences broken
اسراری که نقض شده است
confidences formed
تشکیل اسرار
she shared her confidences with her best friend.
او رازهای خود را با بهترین دوستش در میان گذاشت.
his confidences helped strengthen their friendship.
رازهای او به تقویت دوستی آنها کمک کرد.
trust is essential when sharing confidences.
اعتماد برای به اشتراک گذاشتن رازها ضروری است.
they exchanged confidences during their long walk.
آنها در طول پیادهروی طولانی خود رازها را با یکدیگر رد و بدل کردند.
she felt safe enough to reveal her confidences.
او احساس امنیت کافی برای آشکار کردن رازهایش کرد.
his confidences were often humorous and light-hearted.
رازهای او اغلب خندهدار و سبک روح بودند.
they had a pact to keep each other's confidences.
آنها پیمانی برای حفظ رازهای یکدیگر داشتند.
confidences can sometimes lead to misunderstandings.
رازها گاهی اوقات می توانند منجر به سوء تفاهم شوند.
she regretted sharing her confidences too soon.
او پشیمان بود که خیلی زود رازهای خود را به اشتراک گذاشت.
he valued the confidences exchanged between them.
او به رازهایی که بین آنها رد و بدل شده بود ارزش قائل بود.
share confidences
اشتراک گذاری اسرار
trust confidences
اعتماد به اسرار
keep confidences
حفظ اسرار
confidences exchanged
اسراری که رد و بدل شده است
confidences revealed
اسراری که فاش شده است
confidences shared
اسراری که به اشتراک گذاشته شده است
confidences trusted
اسراری که به آنها اعتماد شده است
confidences kept
اسراری که حفظ شده است
confidences broken
اسراری که نقض شده است
confidences formed
تشکیل اسرار
she shared her confidences with her best friend.
او رازهای خود را با بهترین دوستش در میان گذاشت.
his confidences helped strengthen their friendship.
رازهای او به تقویت دوستی آنها کمک کرد.
trust is essential when sharing confidences.
اعتماد برای به اشتراک گذاشتن رازها ضروری است.
they exchanged confidences during their long walk.
آنها در طول پیادهروی طولانی خود رازها را با یکدیگر رد و بدل کردند.
she felt safe enough to reveal her confidences.
او احساس امنیت کافی برای آشکار کردن رازهایش کرد.
his confidences were often humorous and light-hearted.
رازهای او اغلب خندهدار و سبک روح بودند.
they had a pact to keep each other's confidences.
آنها پیمانی برای حفظ رازهای یکدیگر داشتند.
confidences can sometimes lead to misunderstandings.
رازها گاهی اوقات می توانند منجر به سوء تفاهم شوند.
she regretted sharing her confidences too soon.
او پشیمان بود که خیلی زود رازهای خود را به اشتراک گذاشت.
he valued the confidences exchanged between them.
او به رازهایی که بین آنها رد و بدل شده بود ارزش قائل بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید