confidences

[ایالات متحده]/ˈkɒnfɪdənsɪz/
[بریتانیا]/ˈkɑnfɪdənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعتماد یا تکیه بر کسی یا چیزی؛ اطمینان یا قطعیت در توانایی‌های فرد؛ اسرار یا مسائل خصوصی که با کسی به اشتراک گذاشته می‌شود؛ حالت اعتماد به نفس بودن

عبارات و ترکیب‌ها

share confidences

اشتراک گذاری اسرار

trust confidences

اعتماد به اسرار

keep confidences

حفظ اسرار

confidences exchanged

اسراری که رد و بدل شده است

confidences revealed

اسراری که فاش شده است

confidences shared

اسراری که به اشتراک گذاشته شده است

confidences trusted

اسراری که به آنها اعتماد شده است

confidences kept

اسراری که حفظ شده است

confidences broken

اسراری که نقض شده است

confidences formed

تشکیل اسرار

جملات نمونه

she shared her confidences with her best friend.

او رازهای خود را با بهترین دوستش در میان گذاشت.

his confidences helped strengthen their friendship.

رازهای او به تقویت دوستی آنها کمک کرد.

trust is essential when sharing confidences.

اعتماد برای به اشتراک گذاشتن رازها ضروری است.

they exchanged confidences during their long walk.

آنها در طول پیاده‌روی طولانی خود رازها را با یکدیگر رد و بدل کردند.

she felt safe enough to reveal her confidences.

او احساس امنیت کافی برای آشکار کردن رازهایش کرد.

his confidences were often humorous and light-hearted.

رازهای او اغلب خنده‌دار و سبک روح بودند.

they had a pact to keep each other's confidences.

آنها پیمانی برای حفظ رازهای یکدیگر داشتند.

confidences can sometimes lead to misunderstandings.

رازها گاهی اوقات می توانند منجر به سوء تفاهم شوند.

she regretted sharing her confidences too soon.

او پشیمان بود که خیلی زود رازهای خود را به اشتراک گذاشت.

he valued the confidences exchanged between them.

او به رازهایی که بین آنها رد و بدل شده بود ارزش قائل بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید