revelations

[ایالات متحده]/ˌrɛvəˈleɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌrɛvəˈleɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل افشا یا آشکارسازی؛ چیزی که افشا یا آشکار شده است؛ یک افشای روشنگر یا شگفت‌انگیز؛ یک رویداد یا واقعیت غیرمنتظره

عبارات و ترکیب‌ها

hidden revelations

افشایه‌های پنهان

startling revelations

افشای‌های تکان‌دهنده

personal revelations

افشای‌های شخصی

shocking revelations

افشای‌های تکان‌دهنده

new revelations

افشای‌های جدید

dramatic revelations

افشای‌های دراماتیک

unexpected revelations

افشای‌های غیرمنتظره

confidential revelations

افشای‌های محرمانه

spiritual revelations

افشای‌های معنوی

important revelations

افشای‌های مهم

جملات نمونه

his revelations about the past changed everything.

افشای او درباره گذشته همه چیز را تغییر داد.

the book is filled with shocking revelations.

این کتاب مملو از افشای تکان دهنده است.

her revelations during the interview surprised everyone.

افشای او در طول مصاحبه همه را شگفت زده کرد.

these revelations could alter public perception.

این افشاگری ها می توانند درک عمومی را تغییر دهند.

he made several important revelations about the project.

او چندین افشاگری مهم در مورد پروژه انجام داد.

revelations from the investigation led to new policies.

افشاگری ها از تحقیقات منجر به سیاست های جدید شد.

her revelations provided insight into the mystery.

افشای او بینشی در مورد راز ارائه داد.

the documentary contains many surprising revelations.

مستند حاوی بسیاری از افشاگری های غافلگیر کننده است.

revelations about the company’s practices sparked outrage.

افشاگری در مورد روش های شرکت خشم را برانگیخت.

his revelations were met with skepticism by the audience.

افشاگری او با شک و تردید توسط مخاطبان مواجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید