confidentiality

[ایالات متحده]/ˌkɔnfi,denʃi'æliti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محرمانگی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

confidentiality agreement

توافق محرمانگی

client confidentiality

محرمانه بودن مشتری

جملات نمونه

sign a confidentiality agreement

امضای توافقنامه محرمانگی

maintain confidentiality at all times

حفظ محرمانگی در همه زمان‌ها

confidentiality is crucial in this profession

محرمانگی در این حرفه بسیار مهم است

breach of confidentiality can lead to serious consequences

نقض محرمانگی می‌تواند منجر به عواقب جدی شود

confidentiality must be respected

محرمانگی باید مورد احترام قرار گیرد

confidentiality of personal information

محرمانگی اطلاعات شخصی

confidentiality policies and procedures

سیاست‌ها و رویه‌های محرمانگی

confidentiality concerns in the workplace

نگرانی‌های مربوط به محرمانگی در محل کار

strict confidentiality measures in place

اقدامات سختگیرانه محرمانگی در محل

ensure the confidentiality of sensitive data

اطمینان از محرمانگی داده‌های حساس

نمونه‌های واقعی

Because of patient confidentiality-- - The man said yes.

به دلیل محرمانه بودن اطلاعات بیماران - آن مرد گفت بله.

منبع: Go blank axis version

I do security work. - Probably all signed confidentiality agreements.

من کار امنیتی انجام می دهم. - احتمالاً همه توافقنامه های محرمانگی را امضا کرده اند.

منبع: Sherlock Holmes Detailed Explanation

He claims the material is covered by executive privilege, which protects the confidentiality of some White House records.

او ادعا می کند که این مطالب تحت امتیاز اجرایی قرار دارد که از محرمانگی برخی از سوابق کاخ سفید محافظت می کند.

منبع: BBC Listening Collection October 2021

Seems that confidentiality hampers efforts to track buying habits—and bad guys.

به نظر می رسد که محرمانگی تلاش ها برای ردیابی عادات خرید و افراد بد را مختل می کند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation November 2014

And Congress will protect some of its confidentiality interests and things like classified information.

و کنگره از برخی از منافع محرمانگی و اطلاعات طبقه بندی شده محافظت خواهد کرد.

منبع: NPR News May 2019 Compilation

At the same time, confidentiality forbids executives from discussing company problems with random outsiders.

همزمان، محرمانگی از مدیران باز می دارد که مشکلات شرکت را با افراد غیرمرتبط در میان بگذارند.

منبع: The Economist (Summary)

If Dr. Bennett's wife told people, that is a violation of doctor-patient confidentiality.

اگر همسر دکتر بنیت به مردم گفت، این نقض محرمانگی پزشک و بیمار است.

منبع: Deadly Women

The president's brother Robert had argued the book would violate a confidentiality agreement that was signed decades ago.

برادر رئیس جمهور، رابرت، استدلال کرد که کتاب ناقض یک توافقنامه محرمانگی خواهد بود که دهه‌ها پیش امضا شده بود.

منبع: PBS English News

Samaritans became my lifeline. They promised me total confidentiality.

سامریتیان ها به من کمک کردند. آنها به من قول محرمانگی کامل دادند.

منبع: TED Talks (Video Edition) March 2018 Collection

He did break the implied confidentiality of the bedroom.

او محرمانه بودن ضمنی اتاق خواب را شکست.

منبع: The Big Bang Theory (Video Version) Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید