arrange

[ایالات متحده]/əˈreɪndʒ/
[بریتانیا]/əˈreɪndʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزها را در یک ترتیب خاص قرار دادن؛ برای (یک رویداد یا فعالیت) برنامه‌ریزی یا آماده‌سازی کردن
vi. برای چیزی برنامه‌ریزی یا آماده‌سازی کردن؛ از طریق بحث به توافق رسیدن
Word Forms
قسمت سوم فعلarranged
زمان گذشتهarranged
صفت یا فعل حال استمراریarranging
شکل سوم شخص مفردarranges

عبارات و ترکیب‌ها

make arrangements

ترتیب دادن

arrange for

هماهنگی برای

جملات نمونه

arrange for a big wedding.

برای یک عروسی بزرگ برنامه ریزی کنید.

arrange a novel for the stage

یک نمایشنامه برای صحنه تنظیم کنید.

arrange in alphabetic order

به ترتیب حروف الفبا مرتب کنید.

To shape or arrange into a windrow.

شکل دادن یا مرتب کردن به شکل یک ردیف باد.

arrange the chairs in couple

صندلی ها را به صورت جفت بچینید.

You may arrange accordingly.

شما می توانید بر اساس آن تنظیم کنید.

organize a strike.See Synonyms at arrange

یک اعتصاب سازماندهی کنید. برای اطلاعات بیشتر به مترادف ها در arrange مراجعه کنید.

they hoped to arrange a meeting.

آنها امیدوار بودند یک جلسه ترتیب دهند.

we've arranged the funeral for Saturday.

ما تشییع جنازه را برای شنبه ترتیب داده ایم.

arrange shoes in a neat row.

کفش ها را به صورت مرتب در یک ردیف بچینید.

they arranged to meet up that afternoon.

آنها برنامه ریزی کردند که آن بعد از ظهر ملاقات کنند.

arrange them under -ries

آنها را زیر -ries مرتب کنید.

seats arranged in tiers

صندلی ها به صورت طبقاتی مرتب شده اند.

Please help me arrange these papers.

لطفاً به من کمک کنید این مدارک را مرتب کنم.

We have arranged a party.

ما یک مهمانی ترتیب داده ایم.

The garden is arranged on two levels.

باغ در دو سطح چیده شده است.

He began to arrange the flowers in the vase.

او شروع به مرتب کردن گل ها در گلدان کرد.

نمونه‌های واقعی

OK, I will arrange it for you.

باشه، من برای شما ترتیب خواهم داد.

منبع: Conversation for Traveling Abroad: Sightseeing Edition

It can be through how you arrange your house.

این می‌تواند از طریق نحوه مرتب کردن خانه شما باشد.

منبع: CNN 10 Student English May 2020 Collection

The shipment has been arranged by the UN.

بار توسط سازمان ملل متحد ترتیب داده شده است.

منبع: BBC World Headlines

'I am glad this meeting was already arranged.'

'خوشح‌ام که این جلسه از قبل ترتیب داده شده است.'

منبع: The Hound of the Baskervilles

Well, I'm sure something can be arranged.

خب، مطمئنم که می‌توان چیزی را ترتیب داد.

منبع: Yes, Minister Season 1

I'd rather be road kill. That can be arranged.

ترجیح می‌دهم کشته شوم. می‌توان آن را ترتیب داد.

منبع: Ice Age 2: The Meltdown

Venues have to be built. Security has to be arranged.

مکان‌ها باید ساخته شوند. امنیت باید ترتیب داده شود.

منبع: CNN Selected February 2017 Collection

Another question. How do you arrange the poetry in your books?

سوال دیگری. چگونه شعر را در کتاب‌های خود مرتب می‌کنید؟

منبع: Past English Major Level 8 Exam Listening (Specialized)

So, the timing was really like God arranged this, I think.

بنابراین، زمان‌بندی واقعاً مانند این بود که خدا این را ترتیب داده بود، فکر می‌کنم.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2021 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید