confiscatory

[ایالات متحده]/ˈkɒnfɪskeɪtəri/
[بریتانیا]/ˈkɑːnfɪskeɪtɔri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به عمل ضبط یا تصاحب اموال

عبارات و ترکیب‌ها

confiscatory tax

مالیات ضبطی

confiscatory policy

سیاست ضبطی

confiscatory measures

اقدامات ضبطی

confiscatory action

اقدام ضبطی

confiscatory laws

قوانین ضبطی

confiscatory practices

روش‌های ضبطی

confiscatory regime

رژیم ضبطی

confiscatory rates

نرخ‌های ضبطی

confiscatory environment

محیط ضبطی

confiscatory framework

چارچوب ضبطی

جملات نمونه

the government's confiscatory policies have drawn widespread criticism.

سیاست‌های مصادره‌گرانه دولت انتقادات گسترده‌ای را برانگیخته است.

many citizens believe that confiscatory taxes are unfair.

بسیاری از شهروندان معتقدند که مالیات‌های مصادره‌گرانه ناعادلانه هستند.

confiscatory measures can lead to public unrest.

اقدامات مصادره‌گرانه می‌تواند منجر به بی‌نظمی عمومی شود.

he argued that the confiscatory actions were unconstitutional.

او استدلال کرد که اقدامات مصادره‌گرانه غیرقانونی بودند.

confiscatory laws often target the wealthy disproportionately.

قوانین مصادره‌گرانه اغلب به طور نامتناسب ثروتمندان را هدف قرار می‌دهند.

the debate over confiscatory policies continues to escalate.

بحث در مورد سیاست‌های مصادره‌گرانه همچنان در حال تشدید است.

some view confiscatory practices as a violation of property rights.

برخی اقدامات مصادره‌گرانه را به عنوان نقض حقوق مالکیت می‌بینند.

confiscatory fines can cripple small businesses.

جریمه‌های مصادره‌گرانه می‌تواند کسب و کارهای کوچک را فلج کند.

there is a growing resistance to confiscatory legislation.

مقاومت در برابر قانونگذاری مصادره‌گرانه در حال افزایش است.

confiscatory actions often provoke legal challenges.

اقدامات مصادره‌گرانه اغلب چالش‌های قانونی را برانگیخته می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید