conflated ideas
ایدههای درهمتنیده
conflated meanings
معانی درهمتنیده
conflated concepts
مفاهیم درهمتنیده
conflated issues
مسائل درهمتنیده
conflated identities
هویتهای درهمتنیده
conflated narratives
روایتهای درهمتنیده
conflated factors
عوامل درهمتنیده
conflated arguments
استدلالهای درهمتنیده
conflated perspectives
دیدگاههای درهمتنیده
conflated data
دادههای درهمتنیده
the two concepts were conflated in the discussion.
دو مفهوم در بحث با هم مخلوط شدند.
his ideas were often conflated with those of his mentor.
ایدههای او اغلب با ایدههای مربیاش مخلوط میشد.
it's easy to conflate different cultures when traveling.
هنگام سفر، مخلوط کردن فرهنگهای مختلف آسان است.
many people conflate success with happiness.
بسیاری از مردم موفقیت را با خوشبختی مخلوط میکنند.
the report conflated several issues into one argument.
گزارش چندین موضوع را در یک استدلال خلاصه کرد.
don't conflate personal beliefs with professional responsibilities.
نگذارید باورهای شخصی با مسئولیتهای حرفهای مخلوط شوند.
in his speech, he conflated facts with opinions.
در سخنرانی خود، او حقایق را با نظرات مخلوط کرد.
the movie conflated historical events for dramatic effect.
فیلم برای ایجاد جلوهای دراماتیک، رویدادهای تاریخی را با هم مخلوط کرد.
we must be careful not to conflate correlation with causation.
ما باید مراقب باشیم که همبستگی را با علیت اشتباه نگیریم.
her emotions were conflated with her professional judgment.
احساسات او با قضاوت حرفهای او مخلوط شد.
conflated ideas
ایدههای درهمتنیده
conflated meanings
معانی درهمتنیده
conflated concepts
مفاهیم درهمتنیده
conflated issues
مسائل درهمتنیده
conflated identities
هویتهای درهمتنیده
conflated narratives
روایتهای درهمتنیده
conflated factors
عوامل درهمتنیده
conflated arguments
استدلالهای درهمتنیده
conflated perspectives
دیدگاههای درهمتنیده
conflated data
دادههای درهمتنیده
the two concepts were conflated in the discussion.
دو مفهوم در بحث با هم مخلوط شدند.
his ideas were often conflated with those of his mentor.
ایدههای او اغلب با ایدههای مربیاش مخلوط میشد.
it's easy to conflate different cultures when traveling.
هنگام سفر، مخلوط کردن فرهنگهای مختلف آسان است.
many people conflate success with happiness.
بسیاری از مردم موفقیت را با خوشبختی مخلوط میکنند.
the report conflated several issues into one argument.
گزارش چندین موضوع را در یک استدلال خلاصه کرد.
don't conflate personal beliefs with professional responsibilities.
نگذارید باورهای شخصی با مسئولیتهای حرفهای مخلوط شوند.
in his speech, he conflated facts with opinions.
در سخنرانی خود، او حقایق را با نظرات مخلوط کرد.
the movie conflated historical events for dramatic effect.
فیلم برای ایجاد جلوهای دراماتیک، رویدادهای تاریخی را با هم مخلوط کرد.
we must be careful not to conflate correlation with causation.
ما باید مراقب باشیم که همبستگی را با علیت اشتباه نگیریم.
her emotions were conflated with her professional judgment.
احساسات او با قضاوت حرفهای او مخلوط شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید