be confused with
اشتباه گرفته نشود
I was confused by all the noise.
من از همهمه و سر و صدا گیج شده بودم.
confused effusiveness with affection.
اشرافیت و صمیمیت را با علاقه اشتباه گرفتم.
a confused set of instructions.
مجموعه ای از دستورالعمل های گیج کننده.
hazy, fluffy thinking that only confused the matter.
فکر کردن مبهم و پف دار که فقط موضوع را پیچیده تر کرد.
if you're confused, join the club!.
اگر گیج هستید، به جمع ما بپیوندید!
the confused information supplied by authorities.
اطلاعات گیج کننده ارائه شده توسط مقامات.
the sound of a sort of confused hammering and shouting.
صدای یک جور کوبیدن و فریاد زدن گیج.
he confused introspection with womanish indecision.
او تفکر درونی را با دودلی زنانه اشتباه گرفت.
heavy traffic that confused the novice driver;
ترافیک سنگین که راننده تازهکار را گیج کرد;
a confused mass of papers on the floor.
توده ای گیج از کاغذها روی زمین.
George paused, momentarily confused.
جرج مکث کرد، به طور لحظه ای گیج.
for a moment, Sam was confused; then his expression cleared.
برای لحظه ای، سم گیج بود؛ سپس چهره اش آشکار شد.
she was utterly confused about what had just happened.
او کاملاً در مورد آنچه به تازگی اتفاق افتاده بود گیج بود.
a confused expression crossed her face.
یک عبارت گیج گونه روی چهره اش نقش بست.
interviewing confused old people does take longer.
مصاحبه با افراد مسن گیج طولانی تر می شود.
They asked me so many questions that they confused me.
آنها از من سوالات زیادی پرسیدند که باعث سردرگمی من شد.
They asked so many questions that they confused me.
آنها از من سوالات زیادی پرسیدند که باعث سردرگمی من شد.
Many people are confused about the new ways of measuring temperature.
بسیاری از مردم در مورد روش های جدید اندازه گیری دما گیج هستند.
We can evolve the truth from a mass of confused evidence.
ما می توانیم حقیقت را از انبوهی از شواهد گیج کننده استخراج کنیم.
Asteroids are also called minor planets, not to be confused with dwarf planets like Pluto.
آبسنگها همچنین به عنوان سیارههای کوچک نیز شناخته میشوند، که نباید با سیارههای کوتوله مانند پلوتو اشتباه گرفته شود.
منبع: CNN 10 Student English November 2017 CollectionThose are the meteors, not to be confused with meteoroids or meteorites.
آنها شهابسنگها هستند، که نباید با شهابسنگها یا شهابسنگهای زمینی اشتباه گرفته شوند.
منبع: CNN 10 Student English January 2020 CollectionAs you sit here, confused, let's look up again.
همانطور که اینجا نشسته اید و گیج هستید، دوباره نگاهی به بالا بیاندازیم.
منبع: Listening DigestShe seemed very confused and excited, so I left her to sleep.
او بسیار گیج و هیجان زده به نظر می رسید، بنابراین او را برای خوابیدن تنها گذاشتم.
منبع: Jane Eyre (Abridged Version)But none of them should be confused with beauty itself.
اما هیچ یک از آنها نباید با خود زیبایی اشتباه گرفته شود.
منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)Sometimes Klumpke's Palsy gets confused with another condition called Thoracic Outlet Syndrome.
گاهی اوقات فلج کلومپکه با یک بیماری دیگر به نام سندرم خروجی قفسه سینه اشتباه گرفته می شود.
منبع: Osmosis - NerveAnd I think he must be confused.
و من فکر می کنم او باید گیج باشد.
منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)They just were completely confused by it.
آنها کاملاً در برابر آن گیج بودند.
منبع: What it takes: Celebrity InterviewsSometimes you may be confused with your feelings.
گاهی اوقات ممکن است با احساسات خود گیج شوید.
منبع: Psychology Mini ClassLots of people do get confused by these two vowels.
بسیاری از مردم این دو حرف را گیج می کنند.
منبع: Elliot teaches British English.be confused with
اشتباه گرفته نشود
I was confused by all the noise.
من از همهمه و سر و صدا گیج شده بودم.
confused effusiveness with affection.
اشرافیت و صمیمیت را با علاقه اشتباه گرفتم.
a confused set of instructions.
مجموعه ای از دستورالعمل های گیج کننده.
hazy, fluffy thinking that only confused the matter.
فکر کردن مبهم و پف دار که فقط موضوع را پیچیده تر کرد.
if you're confused, join the club!.
اگر گیج هستید، به جمع ما بپیوندید!
the confused information supplied by authorities.
اطلاعات گیج کننده ارائه شده توسط مقامات.
the sound of a sort of confused hammering and shouting.
صدای یک جور کوبیدن و فریاد زدن گیج.
he confused introspection with womanish indecision.
او تفکر درونی را با دودلی زنانه اشتباه گرفت.
heavy traffic that confused the novice driver;
ترافیک سنگین که راننده تازهکار را گیج کرد;
a confused mass of papers on the floor.
توده ای گیج از کاغذها روی زمین.
George paused, momentarily confused.
جرج مکث کرد، به طور لحظه ای گیج.
for a moment, Sam was confused; then his expression cleared.
برای لحظه ای، سم گیج بود؛ سپس چهره اش آشکار شد.
she was utterly confused about what had just happened.
او کاملاً در مورد آنچه به تازگی اتفاق افتاده بود گیج بود.
a confused expression crossed her face.
یک عبارت گیج گونه روی چهره اش نقش بست.
interviewing confused old people does take longer.
مصاحبه با افراد مسن گیج طولانی تر می شود.
They asked me so many questions that they confused me.
آنها از من سوالات زیادی پرسیدند که باعث سردرگمی من شد.
They asked so many questions that they confused me.
آنها از من سوالات زیادی پرسیدند که باعث سردرگمی من شد.
Many people are confused about the new ways of measuring temperature.
بسیاری از مردم در مورد روش های جدید اندازه گیری دما گیج هستند.
We can evolve the truth from a mass of confused evidence.
ما می توانیم حقیقت را از انبوهی از شواهد گیج کننده استخراج کنیم.
Asteroids are also called minor planets, not to be confused with dwarf planets like Pluto.
آبسنگها همچنین به عنوان سیارههای کوچک نیز شناخته میشوند، که نباید با سیارههای کوتوله مانند پلوتو اشتباه گرفته شود.
منبع: CNN 10 Student English November 2017 CollectionThose are the meteors, not to be confused with meteoroids or meteorites.
آنها شهابسنگها هستند، که نباید با شهابسنگها یا شهابسنگهای زمینی اشتباه گرفته شوند.
منبع: CNN 10 Student English January 2020 CollectionAs you sit here, confused, let's look up again.
همانطور که اینجا نشسته اید و گیج هستید، دوباره نگاهی به بالا بیاندازیم.
منبع: Listening DigestShe seemed very confused and excited, so I left her to sleep.
او بسیار گیج و هیجان زده به نظر می رسید، بنابراین او را برای خوابیدن تنها گذاشتم.
منبع: Jane Eyre (Abridged Version)But none of them should be confused with beauty itself.
اما هیچ یک از آنها نباید با خود زیبایی اشتباه گرفته شود.
منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)Sometimes Klumpke's Palsy gets confused with another condition called Thoracic Outlet Syndrome.
گاهی اوقات فلج کلومپکه با یک بیماری دیگر به نام سندرم خروجی قفسه سینه اشتباه گرفته می شود.
منبع: Osmosis - NerveAnd I think he must be confused.
و من فکر می کنم او باید گیج باشد.
منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)They just were completely confused by it.
آنها کاملاً در برابر آن گیج بودند.
منبع: What it takes: Celebrity InterviewsSometimes you may be confused with your feelings.
گاهی اوقات ممکن است با احساسات خود گیج شوید.
منبع: Psychology Mini ClassLots of people do get confused by these two vowels.
بسیاری از مردم این دو حرف را گیج می کنند.
منبع: Elliot teaches British English.لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید