congealed

[ایالات متحده]/kənˈdʒiːld/
[بریتانیا]/kənˈdʒild/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته congeal

عبارات و ترکیب‌ها

congealed blood

خون منجمد

congealed fat

چربی منجمد

congealed liquid

مایع منجمد

congealed mass

توده منجمد

congealed soup

سوپ منجمد

congealed grease

چربی منجمد

congealed cream

خامه منجمد

congealed wax

مومی منجمد

congealed protein

پروتئین منجمد

congealed dough

خمیر منجمد

جملات نمونه

the fat congealed in the pan after cooking.

چربی پس از پختن در تابه جمع شد.

the soup had congealed by the time we got to it.

تا زمانی که به آن رسیدیم، سوپ جمع شده بود.

blood can congeal quickly in cold temperatures.

در دمای سرد، خون می تواند به سرعت جمع شود.

she noticed the jelly had congealed in the fridge.

او متوجه شد که ژله در یخچال جمع شده است.

the melted chocolate congealed into a solid mass.

شکلات آب شده به یک توده جامد جمع شد.

as the mixture cooled, it began to congeal.

همانطور که مخلوط خنک می شد، شروع به جمع شدن کرد.

the congealed grease was difficult to clean.

چربی جمع شده تمیز کردن آن دشوار بود.

the artist used congealed paint to create texture.

هنرمند از رنگ معتدل برای ایجاد بافت استفاده کرد.

after sitting out, the sauce congealed on the plate.

پس از قرار گرفتن در بیرون، سس روی بشقاب جمع شد.

the congealed liquid formed a thick layer on top.

مایع جمع شده یک لایه ضخیم روی آن تشکیل داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید