social congeniality
همراه بودن با خلق و خو
congeniality of spirit
مهربانی روح
congeniality in groups
همراه بودن با خلق و خو در گروه ها
congeniality and warmth
همراه بودن با خلق و خو و گرمی
congeniality of environment
همراه بودن با خلق و خو محیط
congeniality of minds
همراه بودن با خلق و خو ذهن
congeniality in conversation
همراه بودن با خلق و خو در گفتگو
congeniality among peers
همراه بودن با خلق و خو در بین همسالان
congeniality of interests
همراه بودن با خلق و خو علایق
congeniality in teamwork
همراه بودن با خلق و خو در کار گروهی
her congeniality made it easy for everyone to feel comfortable.
مهربانی و خوش برخوردی او باعث شد همه احساس راحتی کنند.
the congeniality of the team contributed to their success.
مهربانی و خوش برخوردی تیم به موفقیت آنها کمک کرد.
we enjoyed the congeniality of the event.
ما از مهربانی و خوش برخوردی رویداد لذت بردیم.
congeniality is essential in building strong relationships.
مهربانی و خوش برخوردی برای ایجاد روابط قوی ضروری است.
the congeniality between the two families was evident.
مهربانی و خوش برخوردی بین دو خانواده آشکار بود.
her congeniality made her a popular figure in the community.
مهربانی و خوش برخوردی او باعث شد او شخصیتی محبوب در جامعه باشد.
they bonded over their shared congeniality.
آنها بر اساس مهربانی و خوش برخوردی مشترک خود ارتباط برقرار کردند.
congeniality in the workplace fosters collaboration.
مهربانی و خوش برخوردی در محیط کار باعث ایجاد همکاری می شود.
the congeniality of the atmosphere made it a memorable gathering.
مهربانی و خوش برخوردی فضا آن را به یک گردهمایی به یاد ماندنی تبدیل کرد.
her congeniality was a breath of fresh air in the office.
مهربانی و خوش برخوردی او در دفتر یک نسیم تازه بود.
social congeniality
همراه بودن با خلق و خو
congeniality of spirit
مهربانی روح
congeniality in groups
همراه بودن با خلق و خو در گروه ها
congeniality and warmth
همراه بودن با خلق و خو و گرمی
congeniality of environment
همراه بودن با خلق و خو محیط
congeniality of minds
همراه بودن با خلق و خو ذهن
congeniality in conversation
همراه بودن با خلق و خو در گفتگو
congeniality among peers
همراه بودن با خلق و خو در بین همسالان
congeniality of interests
همراه بودن با خلق و خو علایق
congeniality in teamwork
همراه بودن با خلق و خو در کار گروهی
her congeniality made it easy for everyone to feel comfortable.
مهربانی و خوش برخوردی او باعث شد همه احساس راحتی کنند.
the congeniality of the team contributed to their success.
مهربانی و خوش برخوردی تیم به موفقیت آنها کمک کرد.
we enjoyed the congeniality of the event.
ما از مهربانی و خوش برخوردی رویداد لذت بردیم.
congeniality is essential in building strong relationships.
مهربانی و خوش برخوردی برای ایجاد روابط قوی ضروری است.
the congeniality between the two families was evident.
مهربانی و خوش برخوردی بین دو خانواده آشکار بود.
her congeniality made her a popular figure in the community.
مهربانی و خوش برخوردی او باعث شد او شخصیتی محبوب در جامعه باشد.
they bonded over their shared congeniality.
آنها بر اساس مهربانی و خوش برخوردی مشترک خود ارتباط برقرار کردند.
congeniality in the workplace fosters collaboration.
مهربانی و خوش برخوردی در محیط کار باعث ایجاد همکاری می شود.
the congeniality of the atmosphere made it a memorable gathering.
مهربانی و خوش برخوردی فضا آن را به یک گردهمایی به یاد ماندنی تبدیل کرد.
her congeniality was a breath of fresh air in the office.
مهربانی و خوش برخوردی او در دفتر یک نسیم تازه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید