unpleasantness

[ایالات متحده]/ʌn'plezntnəs/
[بریتانیا]/ʌn'plɛzntnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی که حال و هوا را خراب می‌کند؛ یک وضعیت ناخوشایند.
Word Forms

جملات نمونه

unpleasantness of the situation

ناخوشایند بودن شرایط

unpleasantness of the weather

ناخوشایند بودن هوا

unpleasantness of the experience

ناخوشایند بودن تجربه

unpleasantness in the workplace

ناخوشایند بودن در محیط کار

unpleasantness of the news

ناخوشایند بودن خبر

unpleasantness of the task

ناخوشایند بودن وظیفه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید