consecrating

[ایالات متحده]/ˈkɒnsəˌkreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑːnsəˌkreɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مقدس کردن یا اعلام کردن چیزی؛ به طور رسمی به یک هدف الهی اختصاص دادن؛ وقف کردن یا برای یک هدف خاص فدا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

consecrating a space

تقدیس یک فضا

consecrating a place

تقدیس یک مکان

consecrating the ground

تقدیس زمین

consecrating the altar

تقدیس محراب

consecrating a ceremony

تقدیس یک مراسم

consecrating a building

تقدیس یک ساختمان

consecrating a moment

تقدیس یک لحظه

consecrating a marriage

تقدیس ازدواج

consecrating an object

تقدیس یک شیء

consecrating a service

تقدیس یک خدمت

جملات نمونه

the priest is consecrating the new altar.

کشیش در حال تقدیس مذبح جدید است.

they are consecrating the ground for the new church.

آنها در حال تقدیس زمین برای کلیسای جدید هستند.

she felt a sense of peace while consecrating her life to charity.

او در حالی که زندگی خود را وقف خیریه می‌کرد، احساس آرامش کرد.

the ceremony involved consecrating the water for baptism.

این مراسم شامل تقدیس آب برای تعمید بود.

consecrating the marriage vows is a sacred tradition.

تقدیس سوگندهای ازدواج یک سنت مقدس است.

the community gathered for the consecrating of the new park.

جامعه برای تقدیس پارک جدید گرد هم آمد.

consecrating the artifacts was essential for the museum.

تقدیس آثار باستانی برای موزه ضروری بود.

he spent years consecrating his art to the pursuit of truth.

او سال‌ها وقت صرف کرد تا هنر خود را وقف جستجوی حقیقت کند.

the bishop is responsible for consecrating new bishops.

اسقف مسئولیت تقدیس اسقفان جدید را دارد.

consecrating the land was a significant event for the community.

تقدیس زمین یک رویداد مهم برای جامعه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید