inaugurating

[ایالات متحده]/ɪˈnɔːɡjʊreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ɪˈnɔɡjʊˌreɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور رسمی معرفی کردن یا آغاز کردن؛ برگزاری یک مراسم برای چیزی؛ آغاز کردن یا تأسیس کردن

عبارات و ترکیب‌ها

inaugurating ceremony

آیین آغاز

inaugurating event

مراسم آغاز

inaugurating speech

سخنرانی آغاز

inaugurating president

رئیس‌جمهور افتتاح‌کننده

inaugurating session

جلسه آغاز

inaugurating day

روز آغاز

inaugurating address

سخنرانی افتتاحیه

inaugurating festival

جشنواره آغاز

inaugurating program

برنامه آغاز

inaugurating initiative

ابتکار عمل آغاز

جملات نمونه

the mayor is inaugurating the new community center.

شهردار مرکز اجتماعی جدید را افتتاح می‌کند.

they are inaugurating the annual music festival this weekend.

آنها جشنواره موسیقی سالانه را در این آخر هفته افتتاح می‌کنند.

the company is inaugurating its latest product line next month.

شرکت، خط تولید جدید خود را ماه آینده افتتاح می‌کند.

the school is inaugurating a new scholarship program.

مدرسه یک برنامه بورسیه جدید را افتتاح می‌کند.

we are inaugurating the art exhibition with a special ceremony.

ما نمایشگاه هنری را با یک مراسم خاص افتتاح می‌کنیم.

inaugurating the bridge was a significant milestone for the city.

افتتاح پل یک نقطه عطف مهم برای شهر بود.

the president is inaugurating a new initiative for education reform.

رئیس جمهور یک طرح جدید برای اصلاح آموزش را افتتاح می‌کند.

they are inaugurating the sports complex with a grand event.

آنها مجتمع ورزشی را با یک رویداد بزرگ افتتاح می‌کنند.

the organization is inaugurating a campaign for environmental awareness.

سازمان یک کمپین برای آگاهی‌رسانی محیط‌زیست را افتتاح می‌کند.

the library is inaugurating a new reading program for children.

کتابخانه یک برنامه مطالعه جدید برای کودکان را افتتاح می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید