consummates

[ایالات متحده]/ˈkɒnsəmeɪts/
[بریتانیا]/ˈkɑːnsəmeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل کامل کردن یا به پایان رساندن چیزی
v. کامل کردن یا بی نقص کردن؛ نهایی کردن یک ازدواج

عبارات و ترکیب‌ها

love consummates

تکمیل عشق

marriage consummates

تکمیل ازدواج

agreement consummates

تکمیل توافق

deal consummates

تکمیل معامله

relationship consummates

تکمیل رابطه

contract consummates

تکمیل قرارداد

action consummates

تکمیل اقدام

process consummates

تکمیل فرآیند

vision consummates

تکمیل چشم انداز

dream consummates

تکمیل رویا

جملات نمونه

she believes that love consummates in marriage.

او معتقد است که عشق در ازدواج به اوج می‌رسد.

the team finally consummates their hard work with a championship win.

تیم سرانجام تلاش‌های خود را با پیروزی در مسابقات قهرمانی به اوج می‌رساند.

his dedication to the project consummates in a successful launch.

تعهد او به پروژه منجر به عرضه موفقیت‌آمیز آن می‌شود.

the artist consummates his vision through this masterpiece.

هنرمند رؤیايش را از طريق اين شاهکار به واقعيت مي‌رساند.

the couple consummates their relationship after years of dating.

زوج پس از سال‌ها آشنایی رابطه خود را به اوج می‌رسانند.

her hard work consummates in a well-deserved promotion.

تلاش‌های سخت او به ارتقای شایسته‌ای منجر می‌شود.

the project consummates after months of planning and development.

پروژه پس از ماه‌های برنامه‌ریزی و توسعه به پایان می‌رسد.

his commitment to the cause consummates in a significant impact.

تعهد او به این هدف منجر به تأثیر قابل توجهی می‌شود.

the negotiation consummates with a signed agreement.

مذاکرات با امضای یک توافقنامه به پایان می‌رسد.

the festival consummates the cultural celebration of the year.

جشنواره جشن فرهنگی سال را به اوج می‌رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید