postpones

[ایالات متحده]/pəʊstˈpəʊnz/
[بریتانیا]/poʊstˈpoʊnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به تعویق انداختن یا ترتیب دادن برای اتفاق افتادن چیزی در زمانی بعد

عبارات و ترکیب‌ها

postpones meeting

به تعویق انداختن جلسه

postpones event

به تعویق انداختن رویداد

postpones deadline

به تعویق انداختن مهلت

postpones decision

به تعویق انداختن تصمیم

postpones release

به تعویق انداختن انتشار

postpones appointment

به تعویق انداختن قرار ملاقات

postpones launch

به تعویق انداختن راه اندازی

postpones trial

به تعویق انداختن آزمایش

postpones performance

به تعویق انداختن اجرا

postpones travel

به تعویق انداختن سفر

جملات نمونه

the meeting postpones until next week.

جلسه تا هفته آینده به تعویق می‌افتد.

the company postpones the product launch.

شرکت راه اندازی محصول را به تعویق می‌اندازد.

she postpones her vacation plans.

او برنامه‌های تعطیلات خود را به تعویق می‌اندازد.

the event postpones due to bad weather.

به دلیل آب و هوای نامساعد، رویداد به تعویق می‌افتد.

the school postpones the exam date.

مدارس تاریخ امتحان را به تعویق می‌اندازند.

they postpone the meeting for further discussion.

آنها برای بحث بیشتر، جلسه را به تعویق می‌اندازند.

he postpones his decision until next month.

او تصمیم خود را تا ماه آینده به تعویق می‌اندازد.

the project postpones due to budget constraints.

به دلیل محدودیت‌های بودجه، پروژه به تعویق می‌افتد.

the flight postpones due to technical issues.

به دلیل مشکلات فنی، پرواز به تعویق می‌افتد.

our team postpones the presentation.

تیم ما ارائه را به تعویق می‌اندازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید