postpones meeting
به تعویق انداختن جلسه
postpones event
به تعویق انداختن رویداد
postpones deadline
به تعویق انداختن مهلت
postpones decision
به تعویق انداختن تصمیم
postpones release
به تعویق انداختن انتشار
postpones appointment
به تعویق انداختن قرار ملاقات
postpones launch
به تعویق انداختن راه اندازی
postpones trial
به تعویق انداختن آزمایش
postpones performance
به تعویق انداختن اجرا
postpones travel
به تعویق انداختن سفر
the meeting postpones until next week.
جلسه تا هفته آینده به تعویق میافتد.
the company postpones the product launch.
شرکت راه اندازی محصول را به تعویق میاندازد.
she postpones her vacation plans.
او برنامههای تعطیلات خود را به تعویق میاندازد.
the event postpones due to bad weather.
به دلیل آب و هوای نامساعد، رویداد به تعویق میافتد.
the school postpones the exam date.
مدارس تاریخ امتحان را به تعویق میاندازند.
they postpone the meeting for further discussion.
آنها برای بحث بیشتر، جلسه را به تعویق میاندازند.
he postpones his decision until next month.
او تصمیم خود را تا ماه آینده به تعویق میاندازد.
the project postpones due to budget constraints.
به دلیل محدودیتهای بودجه، پروژه به تعویق میافتد.
the flight postpones due to technical issues.
به دلیل مشکلات فنی، پرواز به تعویق میافتد.
our team postpones the presentation.
تیم ما ارائه را به تعویق میاندازد.
postpones meeting
به تعویق انداختن جلسه
postpones event
به تعویق انداختن رویداد
postpones deadline
به تعویق انداختن مهلت
postpones decision
به تعویق انداختن تصمیم
postpones release
به تعویق انداختن انتشار
postpones appointment
به تعویق انداختن قرار ملاقات
postpones launch
به تعویق انداختن راه اندازی
postpones trial
به تعویق انداختن آزمایش
postpones performance
به تعویق انداختن اجرا
postpones travel
به تعویق انداختن سفر
the meeting postpones until next week.
جلسه تا هفته آینده به تعویق میافتد.
the company postpones the product launch.
شرکت راه اندازی محصول را به تعویق میاندازد.
she postpones her vacation plans.
او برنامههای تعطیلات خود را به تعویق میاندازد.
the event postpones due to bad weather.
به دلیل آب و هوای نامساعد، رویداد به تعویق میافتد.
the school postpones the exam date.
مدارس تاریخ امتحان را به تعویق میاندازند.
they postpone the meeting for further discussion.
آنها برای بحث بیشتر، جلسه را به تعویق میاندازند.
he postpones his decision until next month.
او تصمیم خود را تا ماه آینده به تعویق میاندازد.
the project postpones due to budget constraints.
به دلیل محدودیتهای بودجه، پروژه به تعویق میافتد.
the flight postpones due to technical issues.
به دلیل مشکلات فنی، پرواز به تعویق میافتد.
our team postpones the presentation.
تیم ما ارائه را به تعویق میاندازد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید