finishes

[ایالات متحده]/ˈfɪnɪʃɪz/
[بریتانیا]/ˈfɪnɪʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کامل کردن یا به پایان رساندن
n. عوامل صیقل دهنده؛ لایه‌های نهایی؛ محصولات تمام شده

عبارات و ترکیب‌ها

race finishes

مسابقه به پایان می‌رسد

project finishes

پروژه به پایان می‌رسد

work finishes

کار به پایان می‌رسد

game finishes

بازی به پایان می‌رسد

event finishes

رویداد به پایان می‌رسد

course finishes

درس به پایان می‌رسد

film finishes

فیلم به پایان می‌رسد

season finishes

فصل به پایان می‌رسد

task finishes

وظیفه به پایان می‌رسد

session finishes

جلسه به پایان می‌رسد

جملات نمونه

the project finishes ahead of schedule.

پروژه زودتر از موعد مقرر به پایان می‌رسد.

she finishes her homework before dinner.

او تکالیفش را قبل از شام به پایان می‌رساند.

he finishes his work at five o'clock.

او ساعت پنج کارش را به پایان می‌رساند.

the race finishes in record time.

مسابقه با ثبت رکوردی به پایان می‌رسد.

when she finishes reading, she will tell us.

وقتی خواندن را به پایان رساند، به ما خواهد گفت.

the class finishes early on fridays.

کلاس‌ها در روزهای جمعه زودتر به پایان می‌رسند.

he finishes his workout with stretching.

او تمرینات خود را با کشش به پایان می‌رساند.

after the meeting finishes, we can discuss.

بعد از اینکه جلسه به پایان رسید، می‌توانیم بحث کنیم.

the movie finishes with a surprising twist.

فیلم با یک پیچش غیرمنتظره به پایان می‌رسد.

she finishes her speech with a powerful quote.

او سخنرانی خود را با یک نقل قول قدرتمند به پایان می‌رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید