contagion

[ایالات متحده]/kən'teɪdʒ(ə)n/
[بریتانیا]/kən'tedʒən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انتشار بیماری از طریق تماس؛ فساد اخلاقی، تأثیر بد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

emotional contagion

همیشه احساسی

جملات نمونه

the contagion of disgrace.

بیماری سرایت کننده شرمساری

feared that violence on television was a contagion affecting young viewers.

نگران بودند که خشونت در تلویزیون یک عامل مسری است که بینندگان جوان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

The contagion of laughter spread quickly through the room.

بیماری خنده به سرعت در سراسر اتاق پخش شد.

The contagion of negativity can bring down an entire team.

بیماری منفی‌گرایی می‌تواند یک تیم را پایین بیاورد.

Social media can amplify the contagion of misinformation.

شبکه‌های اجتماعی می‌توانند بیماری اطلاعات نادرست را تقویت کنند.

The financial contagion from one country can affect the global economy.

بیماری مالی از یک کشور می‌تواند بر اقتصاد جهانی تأثیر بگذارد.

The contagion of kindness can inspire others to do good deeds.

بیماری مهربانی می‌تواند دیگران را به انجام اعمال خوب الهام بخشد.

The contagion of panic led to chaos in the streets.

بیماری وحشت منجر به هرج و مرج در خیابان‌ها شد.

The contagion of creativity sparked a wave of innovation in the industry.

بیماری خلاقیت باعث ایجاد موجی از نوآوری در صنعت شد.

The contagion of optimism can uplift the spirits of those around you.

بیماری خوش‌بینی می‌تواند روحیه کسانی را که در اطرافتان هستند، بالا ببرد.

It's important to contain the contagion of a contagious disease to prevent its spread.

برای جلوگیری از انتشار آن، مهم است که بیماری یک بیماری مسری را مهار کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید