Her cheeks began to fill out after she’d been in the convalescent hospital for a couple of months.
گونههایش پس از گذراندن چند ماه در بیمارستان توانبخشی، شروع به پر شدن کرد.
She is still convalescent after her surgery.
او هنوز در حال بهبودی پس از جراحی خود است.
The convalescent patient is showing signs of improvement.
بیمار در حال بهبودی علائمی از بهبود را نشان میدهد.
He spent a month in a convalescent home after the accident.
او پس از حادثه یک ماه را در یک مرکز توانبخشی گذراند.
The convalescent center provides specialized care for patients.
مرکز توانبخشی خدمات تخصصی به بیماران ارائه میدهد.
She was advised to take it easy during her convalescent period.
به او توصیه شد که در دوران بهبودی خود استراحت کند.
The convalescent ward is equipped with the latest medical technology.
بخش توانبخشی مجهز به آخرین فناوریهای پزشکی است.
He is on the road to recovery and is now considered convalescent.
او در مسیر بهبودی است و اکنون به عنوان فردی در حال بهبودی در نظر گرفته میشود.
The convalescent process may vary depending on the individual's condition.
فرآیند بهبودی ممکن است بسته به وضعیت فرد متفاوت باشد.
The convalescent period is crucial for the patient's overall recovery.
دوران بهبودی برای بهبودی کلی بیمار بسیار مهم است.
The convalescent home offers a peaceful environment for recuperation.
خانه توانبخشی محیطی آرام برای بهبودی ارائه میدهد.
Her cheeks began to fill out after she’d been in the convalescent hospital for a couple of months.
گونههایش پس از گذراندن چند ماه در بیمارستان توانبخشی، شروع به پر شدن کرد.
She is still convalescent after her surgery.
او هنوز در حال بهبودی پس از جراحی خود است.
The convalescent patient is showing signs of improvement.
بیمار در حال بهبودی علائمی از بهبود را نشان میدهد.
He spent a month in a convalescent home after the accident.
او پس از حادثه یک ماه را در یک مرکز توانبخشی گذراند.
The convalescent center provides specialized care for patients.
مرکز توانبخشی خدمات تخصصی به بیماران ارائه میدهد.
She was advised to take it easy during her convalescent period.
به او توصیه شد که در دوران بهبودی خود استراحت کند.
The convalescent ward is equipped with the latest medical technology.
بخش توانبخشی مجهز به آخرین فناوریهای پزشکی است.
He is on the road to recovery and is now considered convalescent.
او در مسیر بهبودی است و اکنون به عنوان فردی در حال بهبودی در نظر گرفته میشود.
The convalescent process may vary depending on the individual's condition.
فرآیند بهبودی ممکن است بسته به وضعیت فرد متفاوت باشد.
The convalescent period is crucial for the patient's overall recovery.
دوران بهبودی برای بهبودی کلی بیمار بسیار مهم است.
The convalescent home offers a peaceful environment for recuperation.
خانه توانبخشی محیطی آرام برای بهبودی ارائه میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید