patient

[ایالات متحده]/ˈpeɪʃnt/
[بریتانیا]/ˈpeɪʃnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قادر به پذیرش یا تحمل تأخیرها، مشکلات یا رنج‌ها بدون اینکه ناراحت یا مضطرب شود
n. فردی که درمان پزشکی را دریافت می‌کند یا ثبت‌نام کرده است تا درمان پزشکی دریافت کند
Word Forms
جمعpatients

عبارات و ترکیب‌ها

be patient

صبور باش

patient of

بیمار مبتلا به

patient with

بیمار دارای

patient care

مراقبت از بیمار

patient safety

ایمنی بیمار

mental patient

بیمار روانی

patient compliance

رعایت قوانین بیمارستانی

patient monitor

مانیتور بیمار

patient history

سابقه پزشکی بیمار

جملات نمونه

be patient with sb.

با صبر و حوصله با کسی رفتار کنید.

Be patient with children.

با کودکان صبور باشید.

The patient's heart failed.

قلب بیمار از کار افتاد.

the patient was at the epicentre of concern.

بیمار در مرکز نگرانی قرار داشت.

the patient had a seizure.

بیمار دچار تشنج شد.

prescribe for a patient in a fever

برای بیمار تب‌دار دارو تجویز کنید.

The patient began to suspire.

بیمار شروع به آه کشیدن کرد.

The patient was out of danger.

بیمار از خطر در امان بود.

operate a patient on the head

عمل جراحی روی سر بیمار

The patient is worse this morning.

بیمار امروز صبح بدتر شده است.

took the patient's temperature.

دمای بیمار را اندازه گرفت.

The patient came to.

بیمار به هوش آمد.

a patient on life support.

بیماری که تحت حمایت حیات است.

The patient's condition is critical.

وضعیت بیمار بحرانی است.

The patient is up and about.

بیمار خوب است و در حال رفت و آمد است.

The patient is in great pain.

بیمار درد زیادی دارد.

The patient is still infectious.

بیمار هنوز هم واگیردار است.

The patient is out of danger.

بیمار از خطر در امان بود.

The patient rang for the nurse.

بیمار برای پرستار زنگ زد.

The patient was sent to the theater.

بیمار به اتاق عمل فرستاده شد.

نمونه‌های واقعی

I got a few patients from among the officials.

من چند بیمار را از میان مقامات به دست آوردم.

منبع: The Engineer's Thumb Case of Sherlock Holmes

And that can delay treatment and harm patients.

و این می تواند باعث تاخیر در درمان و آسیب رساندن به بیماران شود.

منبع: NPR News April 2013 Collection

Be patient, be motivated, be hard working.

صبر کنید، مصمم باشید، سخت کوش باشید.

منبع: Engvid-Adam Course Collection

There's a doctor fondling a patient on the operating table. You're missing it.

یک دکتر در حال نوازش یک بیمار روی میز عمل است. شما آن را از دست می دهید.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

C) They prove ineffective in helping mental patients.

ج) آنها در کمک به بیماران روانی مؤثر نیستند.

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

One day, Doctor Romme was attending a patient.

یک روز، دکتر رومه در حال معاینه یک بیمار بود.

منبع: Global Slow English

We had to be observant and patient.

ما باید مراقب و صبور بودیم.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 1

Arif Hussain is another patient recovering from injuries.

اريف حسين بیمار دیگری است که در حال بهبودی از جراحات است.

منبع: VOA Special April 2013 Collection

Hmm. Rada Hollingsworth-- she was a cancer patient.

امم. رادا هولینگزورث - او یک بیمار سرطانی بود.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

Hello, Nora. - Hey, there's my favorite patient!

سلام، نورا. - هی، بیمار مورد علاقه من اینجاست!

منبع: Young Sheldon - Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید