meeting convened
جلسه گرد هم آمده
convened session
جلسه گرد هم آمده
convened committee
کمیته گرد هم آمده
convened assembly
مجمع گرد هم آمده
convened group
گروه گرد هم آمده
convened conference
کنفرانس گرد هم آمده
convened panel
پنل گرد هم آمده
convened summit
نشست سران گرد هم آمده
convened forum
انجمن گرد هم آمده
convened discussion
بحث و گفتگو گرد هم آمده
the committee convened to discuss the new policy.
کمیته برای بحث در مورد سیاست جدید تشکیل جلسه داد.
they convened a meeting to address the urgent issues.
آنها جلسهای برای رسیدگی به مسائل فوری تشکیل دادند.
the board convened an emergency session.
هیئتمدیره یک جلسه اضطراری تشکیل داد.
experts were convened to share their insights.
متخصصان برای به اشتراک گذاشتن دیدگاههای خود گرد هم آمدند.
the conference was convened in response to public demand.
کنفرانس در پاسخ به درخواست عمومی برگزار شد.
they convened a panel to evaluate the project.
آنها یک پنل برای ارزیابی پروژه تشکیل دادند.
the council convened to vote on the new regulations.
شورای شهر برای رایگیری در مورد مقررات جدید تشکیل جلسه داد.
she convened a workshop for local artists.
او یک کارگاه آموزشی برای هنرمندان محلی برگزار کرد.
the summit was convened to promote international cooperation.
این اجلاس برای ترویج همکاری بینالمللی برگزار شد.
they convened an assembly to discuss community issues.
آنها یک مجمع عمومی برای بحث در مورد مسائل جامعه تشکیل دادند.
meeting convened
جلسه گرد هم آمده
convened session
جلسه گرد هم آمده
convened committee
کمیته گرد هم آمده
convened assembly
مجمع گرد هم آمده
convened group
گروه گرد هم آمده
convened conference
کنفرانس گرد هم آمده
convened panel
پنل گرد هم آمده
convened summit
نشست سران گرد هم آمده
convened forum
انجمن گرد هم آمده
convened discussion
بحث و گفتگو گرد هم آمده
the committee convened to discuss the new policy.
کمیته برای بحث در مورد سیاست جدید تشکیل جلسه داد.
they convened a meeting to address the urgent issues.
آنها جلسهای برای رسیدگی به مسائل فوری تشکیل دادند.
the board convened an emergency session.
هیئتمدیره یک جلسه اضطراری تشکیل داد.
experts were convened to share their insights.
متخصصان برای به اشتراک گذاشتن دیدگاههای خود گرد هم آمدند.
the conference was convened in response to public demand.
کنفرانس در پاسخ به درخواست عمومی برگزار شد.
they convened a panel to evaluate the project.
آنها یک پنل برای ارزیابی پروژه تشکیل دادند.
the council convened to vote on the new regulations.
شورای شهر برای رایگیری در مورد مقررات جدید تشکیل جلسه داد.
she convened a workshop for local artists.
او یک کارگاه آموزشی برای هنرمندان محلی برگزار کرد.
the summit was convened to promote international cooperation.
این اجلاس برای ترویج همکاری بینالمللی برگزار شد.
they convened an assembly to discuss community issues.
آنها یک مجمع عمومی برای بحث در مورد مسائل جامعه تشکیل دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید