arranged marriage
ازدواج برنامه ریزی شده
arranged meeting
جلسه برنامه ریزی شده
arranged schedule
برنامه زمانبندی شده
arranged seating
چیدمان صندلیها
arranged alphabetically
مرتب شده الفبایی
arranged for
برای ... ترتیب داده شده
to be arranged
برای ترتیب دادن
as arranged
همانطور که برنامه ریزی شده بود
we've arranged the funeral for Saturday.
ما تشییع جنازه را برای شنبه هماهنگ کرده ایم.
they arranged to meet up that afternoon.
آنها برنامه ریزی کردند تا در آن بعد از ظهر ملاقات کنند.
seats arranged in tiers
صندلی ها به صورت طبقاتی چیده شده اند.
We have arranged a party.
ما یک مهمانی ترتیب داده ایم.
The garden is arranged on two levels.
باغ در دو طبقه چیده شده است.
They arranged the room for the meeting.
آنها اتاق را برای جلسه آماده کردند.
We arranged to stop at a hotel.
ما برنامه ریزی کردیم که در یک هتل توقف کنیم.
the columns are arranged in 12 rows.
ستون ها در 12 ردیف چیده شده اند.
accommodation can be arranged if required.
در صورت نیاز می توان محل اقامت را هماهنگ کرد.
songs arranged for viola and piano.
آهنگ هایی که برای ویولا و پیانو تنظیم شده اند.
the delegation's visit was arranged under UN auspices.
بازدید هیئت با حمایت سازمان ملل متحد برنامه ریزی شد.
she arranged the collection and documentation of photographs.
او جمع آوری و مستندسازی عکس ها را ترتیب داد.
the dinner had been arranged as a farewell.
شام به عنوان خداحافظی برنامه ریزی شده بود.
the quotations could be arranged to put like with like.
می توان نقل قول ها را به گونه ای مرتب کرد که موارد مشابه در کنار هم قرار گیرند.
the votive candles are arranged like so.
شمع های نذر به این شکل چیده شده اند.
he arranged the meal with mathematical precision on a plate.
او غذا را با دقت ریاضی روی بشقاب چید.
play families are arranged in play houses.
خانواده های بازی در خانه های بازی چیده شده اند.
a clergyman who arranged a sham marriage.
یک کشیش که یک ازدواج تقلبی ترتیب داد.
The shipment has been arranged by the UN.
باربری توسط سازمان ملل متحد ترتیب داده شده است.
منبع: BBC World Headlines'I am glad this meeting was already arranged.'
'خوشح هستم که این جلسه از قبل ترتیب داده شده است.'
منبع: The Hound of the BaskervillesWell, I'm sure something can be arranged.
خب، مطمئنم می توان چیزی را ترتیب داد.
منبع: Yes, Minister Season 1Her hair, not yet very gray, was becomingly arranged, and her black gown was modish.
موهایش که هنوز خیلی خاکستری نبودند، به زیبایی مرتب شده بودند و لباس سیاه او مد روز بود.
منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)I'd rather be road kill. That can be arranged.
ترجیح می دهم زیر چرخ ماشین کشته شوم. می توان آن را ترتیب داد.
منبع: Ice Age 2: The MeltdownVenues have to be built. Security has to be arranged.
مکان ها باید ساخته شوند. امنیت باید ترتیب داده شود.
منبع: CNN Selected February 2017 CollectionSo, the timing was really like God arranged this, I think.
بنابراین، زمان واقعاً مانند این بود که خدا این را ترتیب داده بود، فکر می کنم.
منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2021 CollectionThis means that our schedule is arranged carefully for each student.
این بدان معناست که برنامه ما به دقت برای هر دانش آموز ترتیب داده شده است.
منبع: Yilin Edition Oxford High School English (Elective 11)They're always on time, everything is neatly arranged and in order.
آنها همیشه به موقع هستند، همه چیز به طور مرتب مرتب و منظم است.
منبع: Emma's delicious EnglishSo, Sister Jude has arranged for a distraction.
بنابراین، خواهر جود برای ایجاد حواس پرتی ترتیب داده است.
منبع: American Horror Story: Season 2arranged marriage
ازدواج برنامه ریزی شده
arranged meeting
جلسه برنامه ریزی شده
arranged schedule
برنامه زمانبندی شده
arranged seating
چیدمان صندلیها
arranged alphabetically
مرتب شده الفبایی
arranged for
برای ... ترتیب داده شده
to be arranged
برای ترتیب دادن
as arranged
همانطور که برنامه ریزی شده بود
we've arranged the funeral for Saturday.
ما تشییع جنازه را برای شنبه هماهنگ کرده ایم.
they arranged to meet up that afternoon.
آنها برنامه ریزی کردند تا در آن بعد از ظهر ملاقات کنند.
seats arranged in tiers
صندلی ها به صورت طبقاتی چیده شده اند.
We have arranged a party.
ما یک مهمانی ترتیب داده ایم.
The garden is arranged on two levels.
باغ در دو طبقه چیده شده است.
They arranged the room for the meeting.
آنها اتاق را برای جلسه آماده کردند.
We arranged to stop at a hotel.
ما برنامه ریزی کردیم که در یک هتل توقف کنیم.
the columns are arranged in 12 rows.
ستون ها در 12 ردیف چیده شده اند.
accommodation can be arranged if required.
در صورت نیاز می توان محل اقامت را هماهنگ کرد.
songs arranged for viola and piano.
آهنگ هایی که برای ویولا و پیانو تنظیم شده اند.
the delegation's visit was arranged under UN auspices.
بازدید هیئت با حمایت سازمان ملل متحد برنامه ریزی شد.
she arranged the collection and documentation of photographs.
او جمع آوری و مستندسازی عکس ها را ترتیب داد.
the dinner had been arranged as a farewell.
شام به عنوان خداحافظی برنامه ریزی شده بود.
the quotations could be arranged to put like with like.
می توان نقل قول ها را به گونه ای مرتب کرد که موارد مشابه در کنار هم قرار گیرند.
the votive candles are arranged like so.
شمع های نذر به این شکل چیده شده اند.
he arranged the meal with mathematical precision on a plate.
او غذا را با دقت ریاضی روی بشقاب چید.
play families are arranged in play houses.
خانواده های بازی در خانه های بازی چیده شده اند.
a clergyman who arranged a sham marriage.
یک کشیش که یک ازدواج تقلبی ترتیب داد.
The shipment has been arranged by the UN.
باربری توسط سازمان ملل متحد ترتیب داده شده است.
منبع: BBC World Headlines'I am glad this meeting was already arranged.'
'خوشح هستم که این جلسه از قبل ترتیب داده شده است.'
منبع: The Hound of the BaskervillesWell, I'm sure something can be arranged.
خب، مطمئنم می توان چیزی را ترتیب داد.
منبع: Yes, Minister Season 1Her hair, not yet very gray, was becomingly arranged, and her black gown was modish.
موهایش که هنوز خیلی خاکستری نبودند، به زیبایی مرتب شده بودند و لباس سیاه او مد روز بود.
منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)I'd rather be road kill. That can be arranged.
ترجیح می دهم زیر چرخ ماشین کشته شوم. می توان آن را ترتیب داد.
منبع: Ice Age 2: The MeltdownVenues have to be built. Security has to be arranged.
مکان ها باید ساخته شوند. امنیت باید ترتیب داده شود.
منبع: CNN Selected February 2017 CollectionSo, the timing was really like God arranged this, I think.
بنابراین، زمان واقعاً مانند این بود که خدا این را ترتیب داده بود، فکر می کنم.
منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2021 CollectionThis means that our schedule is arranged carefully for each student.
این بدان معناست که برنامه ما به دقت برای هر دانش آموز ترتیب داده شده است.
منبع: Yilin Edition Oxford High School English (Elective 11)They're always on time, everything is neatly arranged and in order.
آنها همیشه به موقع هستند، همه چیز به طور مرتب مرتب و منظم است.
منبع: Emma's delicious EnglishSo, Sister Jude has arranged for a distraction.
بنابراین، خواهر جود برای ایجاد حواس پرتی ترتیب داده است.
منبع: American Horror Story: Season 2لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید