conversations

[ایالات متحده]/ˌkɒnvəˈseɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌkɑnvərˈseɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع مکالمه؛ تعاملات یا تبادلات بین افراد؛ مهارت‌ها در صحبت کردن با دیگران؛ گفتگوی انسان و کامپیوتر، به‌ویژه از طریق صفحه‌کلید و کامپیوتر

عبارات و ترکیب‌ها

casual conversations

مکالمات غیررسمی

meaningful conversations

مکالمات معنادار

difficult conversations

مکالمات دشوار

private conversations

مکالمات خصوصی

open conversations

مکالمات باز

honest conversations

مکالمات صادقانه

productive conversations

مکالمات سازنده

lively conversations

مکالمات پر جنب و جوش

brief conversations

مکالمات کوتاه

future conversations

مکالمات آینده

جملات نمونه

our conversations often lead to new ideas.

گفتگوهای ما اغلب به ایده‌های جدید منجر می‌شوند.

she enjoys deep conversations about life.

او از گفتگوهای عمیق درباره زندگی لذت می‌برد.

they had several important conversations last week.

آنها هفته گذشته چندین گفتگو مهم داشتند.

conversations can bridge cultural gaps.

گفتگوها می‌توانند شکاف‌های فرهنگی را پر کنند.

we need to have more open conversations.

ما باید گفتگوهای بازتری داشته باشیم.

his conversations are always engaging and insightful.

گفتگوهای او همیشه جذاب و روشنگر هستند.

they recorded their conversations for the podcast.

آنها گفتگوهای خود را برای پادکست ضبط کردند.

having difficult conversations is essential for growth.

برگزاری گفتگوهای دشوار برای رشد ضروری است.

our conversations helped strengthen our friendship.

گفتگوهای ما به تقویت دوستی ما کمک کرد.

she prefers face-to-face conversations over texting.

او ترجیح می‌دهد گفتگوهای حضوری را به پیامک ترجیح دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید