convexities

[ایالات متحده]/kənˈvɛksɪtiz/
[بریتانیا]/kənˈvɛksɪtiz/

ترجمه

n. حالت محدب بودن؛ یک سطح یا شکل محدب

عبارات و ترکیب‌ها

convexities observed

ناهمواری‌های مشاهده شده

convexities analyzed

ناهمواری‌های تجزیه و تحلیل شده

convexities evaluated

ناهمواری‌های ارزیابی شده

convexities explored

ناهمواری‌های مورد بررسی قرار گرفته

convexities identified

ناهمواری‌های شناسایی شده

convexities measured

ناهمواری‌های اندازه‌گیری شده

convexities studied

ناهمواری‌های مورد مطالعه

convexities compared

ناهمواری‌های مقایسه شده

convexities represented

ناهمواری‌های نشان داده شده

convexities created

ناهمواری‌های ایجاد شده

جملات نمونه

the convexities of the surface create interesting patterns.

برجستگی‌های سطح الگوهای جالبی ایجاد می‌کنند.

in geometry, convexities are essential for understanding shapes.

در هندسه، برآمدگی‌ها برای درک شکل‌ها ضروری هستند.

the artist emphasized the convexities in her sculpture.

هنرمند بر روی برآمدگی‌ها در مجسمه‌سازی خود تأکید کرد.

we studied the convexities of the lens in physics class.

ما برآمدگی‌های لنز را در کلاس فیزیک مطالعه کردیم.

convexities in the landscape added depth to the painting.

برآمدگی‌های موجود در منظره، عمق بیشتری به نقاشی بخشید.

understanding convexities can help in architectural design.

درک برآمدگی‌ها می‌تواند به طراحی معماری کمک کند.

he examined the convexities of the curve closely.

او برآمدگی‌های منحنی را به دقت بررسی کرد.

the convexities of the object refract light differently.

برآمدگی‌های جسم نور را به طور متفاوتی شکسته می‌کنند.

in nature, convexities often indicate growth and development.

در طبیعت، برآمدگی‌ها اغلب نشان‌دهنده رشد و توسعه هستند.

we learned how to calculate the area of convexities in math class.

ما یاد گرفتیم که چگونه مساحت برآمدگی‌ها را در کلاس ریاضی محاسبه کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید