bulges

[ایالات متحده]/ˈbʌldʒɪz/
[بریتانیا]/ˈbʌldʒiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برآمدگی یا ورم بیرونی چیزی؛ یک برآمدگی.
v. به سمت بیرون ورم کردن؛ به بیرون protrude.

عبارات و ترکیب‌ها

belly bulges

برجستگی‌های شکم

muscle bulges

برجستگی‌های عضلانی

bulges appear

برجستگی‌ها ظاهر می‌شوند

bulges out

بیرون برجسته می‌شود

visible bulges

برجستگی‌های قابل مشاهده

bulges form

برجستگی‌ها شکل می‌گیرند

bulges increase

برجستگی‌ها افزایش می‌یابند

bulges shrink

برجستگی‌ها کوچک می‌شوند

bulges expand

برجستگی‌ها منبسط می‌شوند

bulges protrude

برجستگی‌ها بیرون زده می‌شوند

جملات نمونه

the balloon bulges when filled with air.

بادکنک با پر شدن هوا برآمدگی پیدا می‌کند.

his muscles bulge after intense workouts.

عضلات او پس از تمرینات شدید برآمدگی پیدا می‌کنند.

the bag bulges with all the groceries inside.

کیسه با تمام مواد غذایی داخل آن برآمدگی پیدا می‌کند.

the tire bulges, indicating it is overinflated.

لاستیک باد می‌کند و نشان می‌دهد که بیش از حد باد شده است.

her eyes bulge in surprise at the news.

چشمانش با دیدن این خبر از تعجب بیرون زده می‌شوند.

the frog's throat bulges when it croaks.

گلوگاه قورباغه هنگام قورق کردن برآمدگی پیدا می‌کند.

the wall bulges due to water damage.

دیوار به دلیل آسیب آب متورم می‌شود.

the fabric bulges at the seams.

پارچه در درزها بیرون زده است.

the child's belly bulges after a big meal.

شکم کودک پس از یک وعده غذایی بزرگ بیرون زده است.

she noticed her cheeks bulge when she smiled.

او متوجه شد که گونه‌هایش هنگام لبخند زدن بیرون زده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید