belly bulges
برجستگیهای شکم
muscle bulges
برجستگیهای عضلانی
bulges appear
برجستگیها ظاهر میشوند
bulges out
بیرون برجسته میشود
visible bulges
برجستگیهای قابل مشاهده
bulges form
برجستگیها شکل میگیرند
bulges increase
برجستگیها افزایش مییابند
bulges shrink
برجستگیها کوچک میشوند
bulges expand
برجستگیها منبسط میشوند
bulges protrude
برجستگیها بیرون زده میشوند
the balloon bulges when filled with air.
بادکنک با پر شدن هوا برآمدگی پیدا میکند.
his muscles bulge after intense workouts.
عضلات او پس از تمرینات شدید برآمدگی پیدا میکنند.
the bag bulges with all the groceries inside.
کیسه با تمام مواد غذایی داخل آن برآمدگی پیدا میکند.
the tire bulges, indicating it is overinflated.
لاستیک باد میکند و نشان میدهد که بیش از حد باد شده است.
her eyes bulge in surprise at the news.
چشمانش با دیدن این خبر از تعجب بیرون زده میشوند.
the frog's throat bulges when it croaks.
گلوگاه قورباغه هنگام قورق کردن برآمدگی پیدا میکند.
the wall bulges due to water damage.
دیوار به دلیل آسیب آب متورم میشود.
the fabric bulges at the seams.
پارچه در درزها بیرون زده است.
the child's belly bulges after a big meal.
شکم کودک پس از یک وعده غذایی بزرگ بیرون زده است.
she noticed her cheeks bulge when she smiled.
او متوجه شد که گونههایش هنگام لبخند زدن بیرون زدهاند.
belly bulges
برجستگیهای شکم
muscle bulges
برجستگیهای عضلانی
bulges appear
برجستگیها ظاهر میشوند
bulges out
بیرون برجسته میشود
visible bulges
برجستگیهای قابل مشاهده
bulges form
برجستگیها شکل میگیرند
bulges increase
برجستگیها افزایش مییابند
bulges shrink
برجستگیها کوچک میشوند
bulges expand
برجستگیها منبسط میشوند
bulges protrude
برجستگیها بیرون زده میشوند
the balloon bulges when filled with air.
بادکنک با پر شدن هوا برآمدگی پیدا میکند.
his muscles bulge after intense workouts.
عضلات او پس از تمرینات شدید برآمدگی پیدا میکنند.
the bag bulges with all the groceries inside.
کیسه با تمام مواد غذایی داخل آن برآمدگی پیدا میکند.
the tire bulges, indicating it is overinflated.
لاستیک باد میکند و نشان میدهد که بیش از حد باد شده است.
her eyes bulge in surprise at the news.
چشمانش با دیدن این خبر از تعجب بیرون زده میشوند.
the frog's throat bulges when it croaks.
گلوگاه قورباغه هنگام قورق کردن برآمدگی پیدا میکند.
the wall bulges due to water damage.
دیوار به دلیل آسیب آب متورم میشود.
the fabric bulges at the seams.
پارچه در درزها بیرون زده است.
the child's belly bulges after a big meal.
شکم کودک پس از یک وعده غذایی بزرگ بیرون زده است.
she noticed her cheeks bulge when she smiled.
او متوجه شد که گونههایش هنگام لبخند زدن بیرون زدهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید