convexity

[ایالات متحده]/kən'veksɪtɪ/
[بریتانیا]/ˌkɑn'vɛksəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت یا حالت محدب بودن؛ سطح یا شکلی که به سمت بیرون منحنی است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

positive convexity

تناظر مثبت

negative convexity

تناظر منفی

bond convexity

تناظر اوراق قرضه

yield convexity

تناظر بازدهی

جملات نمونه

In his conceptuardenfors regards convexity rule as the criterion of projectibility, and uses it to distinguish lawlike hypotheses from accidental ones.

در مفهوم خود، مفهوم‌پرداز، قانون محدب بودن را به عنوان معیار پیش‌بینی‌ناپذیری در نظر می‌گیرد و از آن برای تمایز بین فرضیه‌های قانونی و فرضیه‌های تصادفی استفاده می‌کند.

The convexity of the lens helps to focus light onto the retina.

برجستگی لنز به تمرکز نور بر روی شبکیه کمک می کند.

Convexity is an important concept in the study of geometry.

برجستگی یک مفهوم مهم در مطالعه هندسه است.

The convexity of the mirror made objects appear larger than they actually were.

برجستگی آینه باعث می شد اشیا بزرگتر از آنچه در واقع بودند به نظر برسند.

Investors often consider convexity when evaluating bond investments.

سرمایه گذاران اغلب هنگام ارزیابی سرمایه گذاری در اوراق قرضه، برجستگی را در نظر می گیرند.

The convexity of the hill made it difficult to climb.

برجستگی تپه باعث می شد بالا رفتن از آن دشوار باشد.

Convexity is a key factor in determining the stability of a mathematical function.

برجستگی یک عامل کلیدی در تعیین پایداری یک تابع ریاضی است.

The convexity of the surface caused the light to reflect in a specific direction.

برجستگی سطح باعث می شد نور در یک جهت خاص منعکس شود.

Understanding the concept of convexity is essential in certain fields of physics.

درک مفهوم برجستگی در برخی زمینه های فیزیک ضروری است.

Convexity plays a role in the design of many architectural structures.

برجستگی در طراحی بسیاری از سازه های معماری نقش دارد.

The convexity of the glass magnified the image on the other side.

برجستگی شیشه باعث بزرگنمایی تصویر در طرف دیگر می شد.

نمونه‌های واقعی

Brilliant shafts radiated from the convexity of the arch, coming and going silently.

نورهای درخشان از انحنای طاقچه‌ها ساطع می‌شدند و به طور خاموش می‌آمدند و می‌رفتند.

منبع: Lovers in the Tower (Part Two)

He regarded the delicate lines of her profile, and the small, tight, applelike convexities of her bodice, so different from Arabella's amplitudes.

او به خطوط ظریف چهره‌اش و برآمدگی‌های کوچک، سفت و سیب‌مانند لباس بدنش نگاه کرد که با حجم عربلا بسیار متفاوت بود.

منبع: The Unnamed Jude (Middle)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید