cookhouse

[ایالات متحده]/'kʊkhaʊs/
[بریتانیا]/ˈkʊkˌhaʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آشپزخانه در فضای باز، آشپزخانه کشتی
Word Forms

جملات نمونه

we're on cookhouse fatigues , sir.

ما در حال انجام وظیفه در آشپزخانه هستیم، آقا.

The soldiers gathered at the cookhouse for their meals.

سربازان برای صرف غذا در آشپزخانه جمع شدند.

The cookhouse is where all the meals for the camp are prepared.

آشپزخانه جایی است که تمام وعده‌های غذایی برای کمپ در آنجا تهیه می‌شود.

The cookhouse staff work hard to ensure everyone is well-fed.

پرسنل آشپزخانه سخت تلاش می‌کنند تا اطمینان حاصل کنند که همه خوب غذا می‌خورند.

The cookhouse serves a variety of dishes to cater to different tastes.

آشپزخانه انواع غذاها را برای پاسخگویی به سلیقه‌های مختلف ارائه می‌دهد.

The cookhouse is always busy during meal times.

آشپزخانه در زمان صرف غذا همیشه شلوغ است.

The cookhouse is equipped with modern appliances for efficient cooking.

آشپزخانه مجهز به لوازم مدرن برای پخت و پز کارآمد است.

The cookhouse is kept clean and organized to maintain hygiene standards.

آشپزخانه برای حفظ استانداردهای بهداشتی تمیز و مرتب نگه داشته می‌شود.

The cookhouse is a central hub of activity in the camp.

آشپزخانه یک مرکز اصلی فعالیت در کمپ است.

The cookhouse smells delicious when meals are being prepared.

وقتی غذا در حال تهیه است، آشپزخانه بوی خوشی می‌دهد.

The cookhouse chef is known for their culinary skills.

سرآشپز آشپزخانه به مهارت‌های آشپزی خود معروف است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید