galley

[ایالات متحده]/'gælɪ/
[بریتانیا]/'ɡæli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آشپزخانه روی یک کشتی
کشتی بادبانی بزرگ با یک عرشه
Galley proof، یک نمونه از متن تایپ شده.
Word Forms
جمعgalleys

عبارات و ترکیب‌ها

galley kitchen

آشپزخانه گالری

galley style kitchen

آشپزخانه به سبک گالری

galley layout

چیدمان گالری

galley cabinet

کابینت گالری

جملات نمونه

A four-oared galley is hovering about.

یک گالی چهار نفره در حال نزدیک شدن است.

You can see problems that aren't appear in a double-spaced Courier typescript. ( Yes, you could do this in the old days on galley proofs, but that was an expensive luxury for most writers).

می‌توانید مشکلاتی را ببینید که در یک صفحه Courier با فاصله دو برابر ظاهر نمی‌شوند. (بله، شما می‌توانید این کار را در دوران قدیم روی نمونه‌های گالری انجام دهید، اما این یک تجمل گران‌قیمت برای اکثر نویسندگان بود).

The chef was busy working in the galley preparing meals for the passengers.

سرآشپز مشغول کار در آشپزخانه کشتی بود و برای مسافران غذا تهیه می‌کرد.

She found the recipe she was looking for in the galley of the old cookbook.

او دستور پخت مورد نظر خود را در آشپزخانه کتاب آشپزی قدیمی پیدا کرد.

The sailors gathered in the galley to have their meals together.

ملوانان برای صرف غذا با هم در آشپزخانه کشتی جمع شدند.

The galley on the ship was equipped with all the necessary cooking appliances.

آشپزخانه کشتی مجهز به تمام وسایل پخت و پز ضروری بود.

The smell of freshly baked bread wafted from the galley.

بوی نان تازه پخته شده از آشپزخانه به مشام می‌رسید.

The captain inspected the cleanliness of the galley before setting sail.

کاپیتان قبل از حرکت، نظافت آشپزخانه را بررسی کرد.

The galley was bustling with activity as the crew prepared for the upcoming storm.

آشپزخانه مملو از فعالیت بود زیرا خدمه برای طوفان قریب الوقه آماده می‌شدند.

She stored all the pots and pans neatly in the galley cabinets.

او تمام قابلمه ها و تابه ها را به طور مرتب در کابینت های آشپزخانه قرار داد.

The galley was the heart of the ship, where meals were cooked and stories were shared.

آشپزخانه قلب کشتی بود، جایی که غذا درست می‌شد و داستان‌ها به اشتراک گذاشته می‌شد.

He accidentally spilled the soup in the galley, causing a mess.

او به طور تصادفی سوپ را در آشپزخانه ریخت و باعث ایجاد آشفتگی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید