smile coquettishly
لبخند بزنید به طوری که اغوا کننده باشد
look coquettishly
به طوری که اغوا کننده باشد نگاه کنید
act coquettishly
به طوری که اغوا کننده باشد عمل کنید
dance coquettishly
به طوری که اغوا کننده باشد برقصید
gaze coquettishly
به طوری که اغوا کننده باشد نگاه کنید
talk coquettishly
به طوری که اغوا کننده باشد صحبت کنید
pose coquettishly
به طوری که اغوا کننده باشد ژست بگیرید
smirk coquettishly
با شیطنت لبخند بزنید
wink coquettishly
به طوری که اغوا کننده باشد چشمک بزنید
dress coquettishly
به طوری که اغوا کننده باشد لباس بپوشید
she smiled coquettishly at him across the room.
او با شیطنت و اغواگری به او نگاه کرد.
he noticed her coquettishly flicking her hair.
او متوجه شد که او با شیطنت و اغواگری موهایش را میکشد.
she spoke coquettishly, trying to get his attention.
او با شیطنت و اغواگری صحبت کرد و سعی کرد توجه او را جلب کند.
he found her coquettishly teasing him quite charming.
او رفتار اغواگرانهاش را بسیار جذاب یافت.
she walked coquettishly, swaying her hips.
او با شیطنت و اغواگری راه میرفت و باسنش را به حرکت در میآورد.
he couldn't resist her coquettishly playful nature.
او نمیتوانست در برابر طبیعت بازیگوش و اغواگرانهاش مقاومت کند.
she laughed coquettishly, making everyone around her smile.
او با شیطنت و اغواگری خندید و باعث لبخند همه اطرافیانش شد.
smile coquettishly
لبخند بزنید به طوری که اغوا کننده باشد
look coquettishly
به طوری که اغوا کننده باشد نگاه کنید
act coquettishly
به طوری که اغوا کننده باشد عمل کنید
dance coquettishly
به طوری که اغوا کننده باشد برقصید
gaze coquettishly
به طوری که اغوا کننده باشد نگاه کنید
talk coquettishly
به طوری که اغوا کننده باشد صحبت کنید
pose coquettishly
به طوری که اغوا کننده باشد ژست بگیرید
smirk coquettishly
با شیطنت لبخند بزنید
wink coquettishly
به طوری که اغوا کننده باشد چشمک بزنید
dress coquettishly
به طوری که اغوا کننده باشد لباس بپوشید
she smiled coquettishly at him across the room.
او با شیطنت و اغواگری به او نگاه کرد.
he noticed her coquettishly flicking her hair.
او متوجه شد که او با شیطنت و اغواگری موهایش را میکشد.
she spoke coquettishly, trying to get his attention.
او با شیطنت و اغواگری صحبت کرد و سعی کرد توجه او را جلب کند.
he found her coquettishly teasing him quite charming.
او رفتار اغواگرانهاش را بسیار جذاب یافت.
she walked coquettishly, swaying her hips.
او با شیطنت و اغواگری راه میرفت و باسنش را به حرکت در میآورد.
he couldn't resist her coquettishly playful nature.
او نمیتوانست در برابر طبیعت بازیگوش و اغواگرانهاش مقاومت کند.
she laughed coquettishly, making everyone around her smile.
او با شیطنت و اغواگری خندید و باعث لبخند همه اطرافیانش شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید